سی و یک اسفند

زندگی پزشکی فوتبال اعتیاد تکنولوژی

 
روزنامه خراسان بهمن 89
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٠  



 
سی و یک سالگی
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ مهر ۱۳٩٠  

یعنی امسال حال و حوصله چس ناله کردن هم ندارم.شاید سال دیگه حال و حوصله این که پسورد وبلاگ رو بزنم و وارد این صفحه بشم رو هم نداشته باشم.جذاب ترین نکته اش همینه که نویسنده سی و یک اسفند سی و یک ساله شد.بقیه اش هیجان خاصی نداره



 
ارزان و مفید
ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٠  



 
خاطرات و خطرات طبابت
ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٠  

میگفت توی یکی از بخشهای خراسان شمالی درمانگاه داشت.مریضها از روستاهای مختلف با مینی بوس می اومدن اونجا که سرم بگیرن.بعضیها حتی به قول خودشون یک کیلویی و نیم کیلویی همراهشون بود و میگفت اینو برام وصل کنید.بعد دم غروب مینی بوس میومد دم درمانگاه بوق میزد که برگردن.نصف مریضها که هنوز سرمشون تموم نشده بود سرم رو  میکشیدند و بقیه اش رو قلپ قلپ سر میکشیدند و میرفتند تا به مینی بوس برسند



 
هفته وبلاگ نویسی مبارک
ساعت ۳:٠۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٠  

خیلی وقته بدترین جا برای نوشته هام همین وبلاگم شده.یک عیب بزرگش اینه که همه میتونن بخونن.عیب بزرگترش اینه که کسی نمیخونه



 
 
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ امرداد ۱۳٩٠  

شش ماهه تو بیمارستان کار میکنم یک ریال نداده اند.زحمت هم نکشیده اند بپرسند عمو خرت به چند؟تو این شش ماه چکار میکردی؟ حالا که خبرش به روزنامه ها رسیده از شبکه زنگ زده اند شاکی که اقا این چه کاریه؟

به دلیل پرداخت نشدن کارانه ها ؛ 8 پزشک بیمارستان سجادیه تربت جام استعفا کردند 

تربت جام - خبرنگار قدس: هشت نفر از پزشکان بیمارستان سجادیه تربت جام بدلیل عدم وعده مسؤولان از کار خود استعفا دادند.به گزارش خبرنگار ما در حالی که طبق مصوبه هیأت امنای دانشگاه علوم پزشکی مشهد و وعده مسؤولان مقرر شده بود از اوایل اسفند 89 کارانه پزشکان قراردادی شاغل در بیمارستان سجادیه تربتجام بصورت ساعتی محاسبه شود اما با وجود گذشت 5 ماه این مصوبه هنوز اجرایی نشده است. 
یکی از پزشکان این بیمارستان در گفتگو با خبرنگار ما گفت: 8 نفر از پزشکان غیر مطب دار تفاهمنامه ای در خصوص خدمت رسانی به مردم منطقه در بیمارستان سجادیه با وجود سختی کار در بیمارستان و محیط اورژانس امضاء کرده و نیز نهایت همکاری را داشته ایم اما متأسفانه با گذشت چندین ماه از قول مسؤولان هنوز کارانه ما طبق قرارداد قبلی پرداخت می شود.وی افزود: بر این اساس و علی رغم میل باطنی پزشکان دیگر قادر به همکاری با بیمارستان سجادیه نیستیم. این پزشک عنوان کرد: اکنون پرداخت حقوق پزشکان در بیمارستان تربت جام با بی نظمی خاصی مواجه شده و حتی ارائه برنامه پزشکان نسبت به چهار سال گذشته از نظر کیفی بدتر شده است. 
وی افزود: طبق قانون بیمارستان حق ندارد برای یک پزشک از دو شیفت بیشتر کشیک مشخص کند و باید نسبت به ارائه خدمات توسط پزشکان واقع بینانه نگاه شود تا وضعیت فعلی از بن بست خارج شود.وی در ادامه گفت: بدلیل مشکلات موجود 8 نفر از پزشکان شهرستان استعفا خواهند کرد. 



 
قویترین مردان جهان
ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٠  

این عکس تقریبا هشت سال پیش گرفته شده.یعنی وقتی که مهران زاعی برای اولین بار به عنوان استاژر وارد بخش چشم پزشکی شد . در این فاصله زمانی روزهای پرزحمت و استرسی برای مهران طی شده تا امروز به عنوان نفر اول مسابقات جهانی ico (انجمن جهانی چشم پزشکی ) شناخته بشه .فکر میکنم ارزشهای کسی که در تمام دوران تحصیل به اختلاف زیادی نفر اول بوده باید خیلی خیلی بهتر از این شناخته بشه و براش احترام قائل بشن.مسلما کسانی که در رشته پزشکی تحصیل کرده اند میفهمند اوردن نمره 204 از علوم پایه(بیش از 10 نمره اختلاف با نفر دوم) 180 از پره انترنی و 178 دستیاری و درنهایت معدل 19.5 دوره پزشکی چه کار مشکل و حتی به نظر ناممکنی باشه.فکر میکنم همه ما یک خسته نباشید بهش بدهکاریم.چون به نظر من هیچکدام از قهرمانهای المپیک به اندازه این جوان در رشته خودشان زحمت نکشیده و کمتر تقدیر نشده اند.



 
این قصه ادامه دارد
ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٠  

سرشب که هنوز اورژانس خلوت بود مامور نیروی انتظامی میگه : صبح که از خونه میایم بیرون یک پماد پوست کلفتی به خودمون میزنیم.چون هرکی میاد یک چیزی به ما میگه و دق دلیش رو سر ما خالی میکنه,اگه پوست کلفت نباشیم سکته میکنیم.یکساعت نگذشته کم کم اورژانس منفجر میشه.بعدها میفهمم اون کشیک در یکسال گذشته بی سابقه بوده تا چهار صبح برای همه پرسنل نیروی کمکی میاد ولی من کماکان تنهام.پنجاه و شیش تا مریض که هرکدوم حداقل دو همراهی عصبانی دارند.وسطهای کار همون پلیس رو میبینم که با دهان کف کرده با همراهیها یقه به یقه شده.اخرهای شیفت که کم کم اوضاع عادی میشه پرستارها با تعجب میگن:((چطوری با این همراهیها درگیر نشدی؟اگه هرکی دیگه بود کار به دعوا و آژان کشی میرسید.))

میگم:منم خیلی وقته از داروهای جناب سروان استفاده میکنم.منتها شیافش



 
این قصه ادامه داره
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٠  

چند روز پیش پیرزنی رو معاینه میکردم که به شدت میلرزید و به طرز غریبی صحبت میکرد(درست عین باباشاه.هم از لحاظ لرزش و هم از نظر حرف زدن)این شباهت اونقدر بود که انگار تازه کشف کرده بودم این کاراکتر از روی همچین ادمهایی درست شده.بعد یک حس نفرت و عصبانیت از خالق و بازیگر این شخصیتها توی وجودم زبانه کشید که نه تنها خودم هم تعجب کردم بلکه همراهی مریض هم فهمید چقدر قیافه ام جدی و عصبانی شده.وقتی مریض از اتاق رفت بیرون با خودم فکر کردم خود من بارها به باباشاه و بابا اتی خندیدم.حتی بدتر از اون بارها در جمع دوستان به همچین پیرزن و پیرمردهایی هم خندیدم.اما چرا الان و اینجا اینطور عصبانی وپرنفرت شدم؟شاید تاثیر میز و روپوشی بود که البته اغلب تنم نمیکنم.البته قبلآ به این نتیجه رسیده بودم که وقتی به ادمی به عنوان بیمار نگاه میکنم برخوردم باهاش تفاوت داره و درکش برام راحتتره.حتی فارغ از اینکه در جایگاه درمانگر باشم



 
حسین شمس نباشیم
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٠  

فقط در بین سیاستمدارهای ما نیست که یک روز اطاعت از رئیس جمهور را اطاعت از خدا میدانند و فردا از جریان انحرافی صحبت میکنند.در روزهایی که منتقدان فدراسیون فوتبال کفاشیان را به دورویی و فریب افکار عمومی متهم میکردند حسین شمس اینگونه تمام قد به دفاع از کفاشیان برخواست:

10 شهریور 1388

((حسین شمس در گفت‌وگو با فارس تصریح کرد: من خودم را جز کارشناسان و دست اندرکاران فوتبال می‌دانم به همین دلیل در مورد خط جدیدی که این‌ روزها در سطح مدیریت این رشته مطرح شده بر خود واجب می‌دانم از کارهای کفاشیان دفاع کنم. به جرات باید بگویم اقدامات وی در تاریخ فوتبال ایران بی‌نظیر است و فدراسیون تحت هدایتش نیز در زمره 3 فدراسیون برتر تاریخ قرار می‌گیرد.شمس اظهار داشت: اکنون تمام تیم‌های رده‌های سنی مختلف فوتبال در اردو به سر می‌برند. برای تیم ملی فوتسال مسابقات تدارکاتی بی‌نظیری ترتیب داده شده است. تیم امید، جوانان و بزرگسالان داریم و ما در یک سال چندین بار با قهرمان جام جهانی‌ (برزیل) مسابقه خواهیم داد که این از مدیریت کفاشیان،‌ تاج و ترابیان است. ما هنوز یادمان نرفته در زمان ریاست دادکان، آنقدر با اهالی فوتبال برخورد بد می‌شد که کسی پایش را در فدراسیون نمی‌گذاشت.سرمربی تیم ملی فوتسال خاطرنشان کرد: به گواه همه، من یکی از منتقدترین مربیان فدراسیون فوتبال بوده‌ام؛ اما با این حال کفاشیان حرف و درددل مرا شنیده و مشکلات را رفع کرده است. ))

28اردیبهشت 90

« از الان دیگر به تیم ملی فکر نمی کنم. می نشینم در خانه و منتظر پیشنهادهای کاری ام می شوم. چند پیشنهاد خارجی داشتم. پیشنهادی خوب از مجارستان که به خاطر تیم ملی ، قبولش نکردم حالا هم مهم نیست. یا در لیگ برتر فوتسال کار می کنم یا می روم به یک تیم خارجی. تیم ملی هم باشد برای این آقایان که نقشه آوردن مربی خارجی را برایش در سر دارند. به هر حال من که مربی قرن آسیا و بهترین جهان شدم ، برای شان خوب نیستم. آنها مربی های بهتر از ما می خواهند. بگذار هر طور دوست دارند تصمیم بگیرند. تا زمانی هم که این ها در راس کار باشند ، من بر نمی گردم. خسته شدم بس که دروغ شنیدم . برایم قسم های الکی خوردند.»



 
خسرو معتضد نباشیم
ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٠  

امروز به طور اتفاقی متوجه شدم جناب خسروخان معتضد که همه با چاخانهایش در تلوزیون آشنا هستید ستونی به نام ساعت 25 در روزنامه قدس دارند و در آن به بیان دیدگاههای مشعشع خودشان در همه زمینه ها می پردازند.خواندن این نوشته که سراسر مغلطه و هوچیگری در عین نااگاهی و غرض ورزی است را به عنوان نمونه ای از خیانت رسانه ای وچاپلوس سالاری فرهنگی به دوست و دشمن توصیه میکنم.البته کل متن انقدر طولانی و بی سروته است که حوصله کپی کردن و حاشیه نوشتن برای تمامش را ندارم و تنها یکی دومثال برای شیرینی وملاحت اینجا می اورم.قضیه از این قرار است که گویا سفارت کره جنوبی در تهران به مناسبت آغاز سال نو و احتمالا برای همراهی در جشن نیکوکاری مبلغ 83 هزار دلار به کمیته امداد ایران کمک کرده است که به رگ غیرت جناب مورخ برخورده.ایشان میفرمانید:

(( کره ایها مگر می خواهند به ملت ایران صدقه بدهند؟

آنها هر سال میلیاردها تومان ببخشید میلیاردها دلار از ایران عایدی دارند. یخچال 500 هزار تومانی در کردستان عراق از نوع سامسونگ آن به دست مصرف کننده ایرانی حدود 2 میلیون تومان می رسد. شنیده ام روزی 10000 دستگاه یخچال ساید بای ساید می فروشند. اتومبیلهای را که در دبی و کویت و امارات متحده و قطر 20 تا 30 میلیون تومان می فروشند، اینجا  70- 60 میلیون تومان قالب می کنند و به روی مبارک خود نمی آورند؛ دریغ از دادن یک آگهی به روزنامه ها و مجلات ایران مگر چند روزنامه دولتی و چند مجله خاص! ز آگهی در تلویزیون ایران از مدتها پیش خبری نیست. سامسونگ و ال جی شبها آگهی به برنامه های تلویزیونی شبکه های ما می دادند. رگ وطن پرستی و غیرتمندی عده ای که از راز و رمز تجارت و تبلیغات خبر ندارند و فکر می کنند عایدات نفت ابدی است جنبید. اعتراض کردند آقا چرا آگهی کره ای در سیمای ایران پخش می شود؟ میلیاردها تومان آگهی شرکتهای کره ای پرید و رفت روی آنتن ماهواره های ضد اخلاقی و ضد نظام و ضد مصالح و منافع ایران نشست.))

در پاسخ به ایشان باید عرض کرد اولا بعله استاد,اساسا ما پولی که به کمیته امداد میدهیم اسمش را میگذاریم صدقه.این پول نه برای همه ملت ایران که برای کمک به مردم بی بضاعت داده میشود,اینکه سازوکار کمیته امداد در این چند وقته عوض شده وپولهایش به مصارف دیگر میرسد بحث دیگری است که ان شاء الله  در تاریخ نوشته خواهد شد و به صدقه دهندگان ربطی ندارد.درثانی در هیچکدام از اتهاماتی که در این دو سه خط ذکر کرده اید متوجه طرف کره ای نیست و به مثابه تف سربالا مستقیما مسئولان و سیاستگذاران مملکت گل و بلبل خودمان را نشانه گرفته.تفاوت قیمت وحشتناک بین یخچال در کردستان و تهران و یا تفاوت قیمت دوبرابری اتومبیل در بازار امارات و ایران به خاطر تعرفه بالای گمرکی است که به هردلیل در کشور ما وجود دارد.در واقع در این معامله بیشترین سود را نظام خودتان میبرد.وقتی شرکت کره ای اتومبیل را با صرف انرژی و هزینه مواد اولیه و نیروی انسانی و دانش فنی در کره تولید میکند و در مرز ایران 30 میلیون تومان عرضه میکند و گمرک ایران تنها به ازای عبور این خودرو از مرز همین مقدار پول دریافت میکند چه کسی ضرر کرده است؟ایا دادن آگهی و تبلیغات در رسانه ها یک امر خیرخواهانه است یا منفعت طلبانه که شما بابت عدم تبلیغات تلوزیونی از شرکتهای کره ای طلبکارید؟سامسونگ و هیوندا و ال جی از خدا می خواهند بتوانند در رسانه های ایران تبلیغات انجام بدهند. همین چند نکته بدیهی ان جمله ((عده ای که از راز و رمز تجارت و تبلیغات خبر ندارند))  جنابعالی را حسابی برای بنده بولد کرد.ضمن اینکه جمله  از(( آنتن ماهواره های ضد اخلاقی و ضد نظام و ضد مصالح و منافع ایران)) تان هم بوی گند چاپلوسی و بداخلاقی و مغلطه مشامم را آزرد.ادبیات غرض ورزانه و منفعت طلبانه شما که در جایگاه قضاوت تاریخ نشسته اید خیلی وقت است تاریخ مصرفش تمام شده اصرار به عرضه اش تنها تنفر می افریند