سی و یک اسفند

زندگی پزشکی فوتبال اعتیاد تکنولوژی

 
+۱۸
ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۳  

چشم و گوش ادم چطور باز میشود؟همینطور.بعد از دوماه حضور دربخش زنان و مامایی تازه متوجه یکسری ارتباطات و مسایل خاص شدم که برایم بسیار جالب و هیجان برانگیز بود.مسئله اول ارتباط بین اتاق کنفرانس و دفتر گروه است که یک در همیشه بسته این ارتباط را سد کرده بود.ولی چندروز پیش که یکی از اساتیدمجبور شد به علت تاخیر خودش را ازاین راه به مورنینگ ریپورت برساند فهمیدم گاهی میشود حتی درهایی را که هردوطرف ان صندلی گذاشته اند باز کرد.مسئله دوم ارتباط بین دوتن از اساتید است.هردو همشهری وهم کلاس وهمکار که شماره نظام پزشکی شان تنها یک شماره باهم تفاوت دارد ولی خودشان خیلی.

نکته اخلاقی:شاید الان هرکسی این نوشته را بخواند بگوید(( خوب که چی؟اینها  که واضح و مبرهن است و همه میدانند.چیز تازه ای نیست که اینقدر ذوق کردی))ولی ایاهرکدام ازشمادرپاره ای ازمواقع تجربه هیجان زدگی واحیانآ ذوق زدگی را بعد از دانستن بعضی بدیهیات که همه میدانند نداشته اید؟به نظر من مسایل جالب همیشه پدیده های عجیب و غریب نیستند ادم اگر عاقل باشد از همین بدیهیات پند میگیرد .

راستی چه حالی دارد شب اخر استاژری را هم با درس نخواندن مزمزه کردن



 
باد صبا
ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ دی ۱۳۸۳  

مشکل ويندوز حل شد.انصافآ اگر امتحان نداشتم به اين زودی درستش نميکردم.ادم شبهای امتحان عجيب خلاق ميشود

باتشکر از صالح که اين عکس را برايم فرستاد



 
 
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ دی ۱۳۸۳  

اينکه چندروزه اين وبلاگ اپديت نشده و احتمالا اپديت نخواهد شد هيچ ربطی به امتحانات اخر بخش ما که هفته ديگر است و بعد از دوماه تازه عزم شروع مطالعه اش راکرده ام ندارد.مطمئنآ به امتحان پره هم که حدود ۵۰روز ديگر است هم مربوط نميشود.از بی سوژگی و بی حوصلگی و ترس و......هم که اصلآ نيست.(اتفاقآ از اين لحاظ در حد اشباع قرار دارم) پس چی؟........................................هيچی .فقط چون ويندوز محترم را تازه تعويض نموده ايم و هنوز به امکانات فارسی ساز و درايور مودم برای ويندوزxpمجهز نشده ايم و حالش را هم نداريم که دنبالش باشيم مثل خيلی ديگر از کارهای سابق ميشود مشمول حالا تا ببينم چی ميشه.....و اينجوری ميشه که معلوم نيست اخرش چی بشه



 
شعر سفر
ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ۱۳۸۳  

               همه شب با دلم کسی میگفت :

                  ((سخت اشفته ای زدیدارش

                    صبحدم با ستارگان سپید

                 میرود میرود خدانگهدارش))

                            من به بوی تو رفته از دنیا

                       بی خبر از فریب فرداها

                    روی مژگان نازکم میریخت

                     چشمهای تو چون غبار طلا

                          تنم از حس دستهای تو داغ

                          گیسویم در تنفس تو رها

                         میشکفتم زعشق و میگفتم

((هرکه دلداده شد به دلدارش

ننشیند به قصد ازارش

برود چشم من به دنبالش

برود عشق من نگهدارش))

                 اه اکنون تو رفته ای و غروب

                    سایه میگسترد به سینه راه

                          نرم نرمک خدای تیره غم

                      مینهد پابه معبد نگهم

                  مینویسد به روی هر دیوار

                          ایه های همه سیاه سیاه

گویا سالگرد تولد فروغ است.راستش با اینهمه زیباییهایی که در شعرش دارد هیچوقت از فروغ خوشم نیامد.شاید  چون علاقه ای که به پرویز شاپور و کاریکلماتورهایش دارم خیلی بیشتر از علاقه ام به شعرها و بلند پروازیهای زنانه فروغ است.(به این میگویند خاله زنک بازی عاشقانه!)

 نامه هايی که بين پرويز شاپور دوست داشتنی و فروغ بی معرفت ردوبدل شده است را بخوانيد تا شايد با من همعقيده شويد

نکته مهم:نمیدانم به چه کسی ولی یادم میاید چند وقت پیش کتاب اشعار فروغ را به کسی امانت دادم.امروز که یادم افتاد پیدایش نکردم.لطفآ دست هرکی هست برگرداند



 
 
ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ دی ۱۳۸۳  

ميگفت :اگر نصف اين انرژی که صرف موجه نشان دادن خودت ميکنی صرف موجه زندگی کردن ميکردی نتيجه بهتری گرفته بودی



 
 
ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ۱۳۸۳  

.گاهی وقتها لذت مبارزه کردن بيشتر از پيروز شدت است.درست مثل ادامس جويدن



 
ازهردری لينکی
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۳  

۱-مصاحبه سفير عراق درتهران که گفته:((وي با تصريح اين كه مذاكرات رسمي بين ايران و عراق براي بخشش بدهي‌هاي عراق به ايران وجود نداشته، ادامه داد: ما خواهان هستيم كه يك نوع بخششي در اين مورد صورت بگيرد، چرا كه همه سلسله مطالبات در دوران صدام بوده است و در دوران صدام بوده كه نه تنها به ملت عراق، بلكه به ملت‌هاي منطقه ظلم زيادي وارد شده است. ملت عراق در خصوص اين بدهي‌ها مقصر نيست و براي همين هم ما خواهان بخشش اين ديون كه اگر وجود داشته باشد (!) هستيم. ))

اين حقيقت را روشن ميکند که قديميها راست ميگفتند به عرب جماعت رو بدهی با گيوه ميايد روی فرش.

۲-هنو زنيمی از مرگ و مير کودکان به علت سوءتغذيه است

۳-امريکاييها هم کم کردن از مبلغ و اضافه کردن به تعارف را از ما يادگرفته اند.درحالی که افکار عمومی از کمک فقيرانه اين کشور ابرقدرت به حادثه ديدگان جنوب شرق اسيا خجالت زده اند دولت اين کشور پرچمهای امريکا را به  مدت ۵ روز به حالت نيمه برافراشته در می اورد

 ۴-منکه تابحال نديده بودم تيمی ۶-۰ حريفش را درهم بکوبد و مربی اش را اخراج کنند.البته اذعان ميکنم ادمی مثل شفيع زاده)ابراموويچ وطنی) را هم تابحال نديدم.

۵-در دنيايی که خيليها به خاط انجام ندادن يک ازمايش ساده جانشان در خطر می افتد قاچاقچيان کلمبيايی برای افزايش محصول کوکايين از مهندسی ژنتيک سود ميبرند

۶-ازمعدود وبلاگهايی که به مالينک داده بود همين عمو اسد بود که فيلتر شد و به سلامتی تبديل به دات کام گرديد.ولی مسخره ترين چيزی که ديدم فيلتر شده همين بلگ رولينگ اين بغل وبلاگ است که لينکهای مورد علاقه مرا غيب کرده



 
 
ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۳  

روزنامه شرق شنبه مقاله ای نوشته بود در مورد روبات نرم افزاری که با اضافه کردن ان به لیست یاهو مسنجر خود میتوانستید پاسخ سوالات خود را ازطریق تعامل با تعداد زیادی کاربر پیدا کنید.راستش قبل از این روبوتهایی که دیده بودم بیشتر به عنوان یک وسیله تفننی که یکسری جوابهای کلیشه ای را تکرار میکنند بودند .ولی چنین ایده ای که سوالات را برای تعداد زیادی کاربر مطرح کرده و ازانها جواب بگیرد به نظرم بسیار جالب میامد.ولی عملآ انچه از یکساعت و نیم وقت گذاشتن ان هم با استرس امتحان و خمیازه نیمه شب به دست اوردم چند جواب نمیدانم والبته ده دقیقه ای هم چت کردن با یک دانشجوی سینما بود که ان موقع شب برای دانلود ترانه ای بیدار بود.(این را هم گفتم تا انهایی که بزرگترین رسالت اینترنت را چت کردن و مخ زدن میدانند به استفاده از این ابزار  که اسمش  cyberphanos20  است ترغیب شوند)

توجه :اگر علاقه مند به امتحان اين دوست دانا هستيد حتمآ دستورالعمل استفاده ان را بخوانيد

۲- اصلاح نام خليج فارس در نقشه  نشنال جئوگرافيک را ميشود نوعی عقب نشينی دانست که از اتحاد يک ملت حاصل شد(ميشود هم اينکاررا نکرد)



 
ليمو بم درجه۱ چهارکيلو۱۰۰۰تومان*
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ دی ۱۳۸۳  

 

 

*هرچی فکرکردم چه حرفی به مناسبت سالگرد زلزله بم بزنم که از((بم زنده است))گوياتر باشه چيزی بهتر از اين نوشته وانتی زير پل نديدم



 
 
ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ دی ۱۳۸۳  

خوشبختانه تا سه چهارماه دیگر صاحبخانه ازاینجا بیرونمان میکند ودیگر مجبور نیستیم هرروز از این هاشمیه 10ردبشویم وبه زمین و زمان فحش بدهیم.هرقدم این کوچه(وکوچه های اطراف)که به لطف طرحههای اب و فاضلاب و مخابرات و گاز و.............یک خط عرضی کامل و چندین و چند چاله ریز و درشت پرنکرده دارد که ادم موقع رانندگی احساس میکند از روی ریل قطار رد میشود.وجالبتر اینکه با وجود همه این پستی وبلندیهای جلوبندی صاف کن ودل وروده به هم ریز راهنمایی و رانندگی در همان نواحی سالمش هم اقدام به ساختن سرعت گیر کرده است که درمقابل موانع طبیعی عددی به حساب نمی اید.هربار که از اینجا رد میشوم با خودم فکر میکنم درست است که خیلی وقتها کسی به فکر پرکردن چاله و چوله های موجود نیست ولی همه در ایجاد دست انداز درسر راه مردم باهمدیگر مسابقه میدهند.

(حالا نپرسیدکه رفتی و بعد از یک هفته با گیر دادن به دست انداز برگشتی.به جون خودم بی خطرتر گیرنیاوردم)