سی و یک اسفند

زندگی پزشکی فوتبال اعتیاد تکنولوژی

 
چشم تو چشم
ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٤  

تاثير پذيری از محيط يعنی اينکه بعد از يکماه پشت مويت بشود شبيه کسانی که پليسه ميرود توی چشمشان!

پ.ن:خدا اخر و عاقبتمان ار درماه ديگر به خير کند

حرف اضافه:به گمانم اين اقا رضا هم مثل ما کرکس طرح و سربازی را بالای سرش احساس ميکند و ميخواهد هرطور شده از دستش فرار کند.

توضيح ظاهرآ اضافه:پليسه همانی است که موقع جوشکاری ميرود تو چشم جوشکارهارها و تراشکارها تا اينترنها از بيکاری و چرت دربيايند.


Angelina Jolieهم برای کمک به کودکان افغانی به افغانستان و پاکستان سفر کرد

از اين ستاره های (به قول مطبوعات ما پوشالی)شايد کسی انتظار انساندوستی و کمک به همنوع نداشته باشد.ولی ..........نميدانم دلم نميخواهد کسی را ملامت کنم.ولی  اياديدن چهره کودک يتيم فلسطينی يا کودک افغانی معلول فقط به درد شعار دادن و تبليغات کردن ميخورد؟



 
 
ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٤  

   ايول!ببينم اخرش حقمان را ميگيريم يا کف دستمان ميگذارند يا اينکه چی؟



 
 
ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٤  

من هنگ این شعار تبلیغاتی پیتزا فروشی سر کوچه شده ام:

 

     ایران سرای من است               پیتزا غذای من است



 
 
ساعت ٢:٤۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٤  

من هم از ان دسته بچه های عاشق داستانهای قدیمی بودم که در ان یک نفر نقشه گنج پیدا میکرد یا بطور اتفاقی بیلم به یک جعبه گیر میکرد که درونش پراز جواهرات گرانقیمت است.ولی امروز که کمی بزرگتر شده ام میبینم شانس من برای تحقق رویاهای کودکیم تقریبآ صفر بوده است.چون تا بحال هیچ زمینی را نکنده ام که بیلم بخواهد به جایی گیر کند.

من خاکی که از این درنتوانم برخواست         ازکجا بوسه زنم بر لب ان قصر بلند



 
خدمت يا بيگاری؟
ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٤  

نمیدانم برای رسیدن به چنین نتیجه منطقی چقدر ضریب هوشی و منطق مورد نیاز است که سالهاست  سرمايه انسانی مملکت به هدر میرود.شاید همانطوری که امروز کسی حال و حوصله درس خواندن ندارد کسی هم وقت و انگیزه برای فکر کردن به منافع ملی  يا چيزهايی شبيه اين راندارد.(اصلآ رک و راست بگم.من يکی هيچ انگيزه ای برای خدمت و حال و حوصله دوسال علافی ندارم.!!!)

معاون آموزشي دانشگاه علوم پزشكي تهران مي گويد: با توجه به اينكه دانشجويان وزارت علوم طرح نيروي انساني ندارند، در شرايط جديد نمي شود از فارغ التحصيلان گروه پزشكي كه مدت زيادي را صرف درس خواندن كرده اند توقع داشت كه در نقاط محروم خدمت كند اما در مقابلش دستمزدي دريافت نكنند.


يک ادم ۲بار ميتواند حماقتش را ثابت کنديکبار وقتی وبلاگش را راه می اندازد و يکبار هم وقتی تصميم ميگيرد تعطيلش کند

خبر بد اينکه مسواک به دلايل مجهول و معلومی تعطيل شد.اميدوارم از هرکجای ديگر اين عقده نوشتن سرباز ميکند موفق باشد



 
 
ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٤  

اینکه نمینویسم یعنی حالم خوب است.یعنی اتفاقاتی برایم می افتد که به کسی مربوط نیست.وقت پیدا میکنم پنجره را باز کنم تا عطر یاس خودشرا به اتاق برساند. یعنی صبحها گرسنه وباعجله از خانه نمیروم.اگر بخواهی بدانی باید بگویم از معدود روزهایی است که دوپامین و سروتونین و مابقی دوستان به قدر کافی ومورد نیاز درخونم الاکلنگ میکنند.



 
کپی/پست/رايت
ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٤  

عادت کرده ایم سوتیهای تابلوهای تبلیغاتی و اگهی های بازرگانی را در ارداویراف ببینیم.برای همین وقتی میخواهی یکی از این سوتیها را نشان بدهی بهتر است یادی از ارمان هم بکنی که خیلی وقت است ندیده ای اش.

الماس sheaghرا من هم نفهميدم چه صيغه ای است(اصلآ صيغه ميشود يا نه؟)

۲-عکس این اگهی به نظرتان اشنا نیست؟چرا خودش است.همان خوابگرد خودمان است که نمیدانم چطور سر از این اگهی دراورده است.کاش زودتر این عکس را میدیدم.انموقع میتوانستم از عمو اسد بخواهم که از خود خوابگرد بپرسد این عکس کیست و........و اینکه دیگه چه خبر؟



 
 
ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٤  

علی رغم نظر بقيه که بخش چشم را يکی از راحت ترين بخشهای انترنی ميدانند من اصلآ اينجا راحت نيستم.الوده شدن دستهايم به اشک مردم کماکان برايم ناگوارتر از خونشان است



 
 
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٤  

تلخ زبانيهايم را بر من ببخش.اين حرفها را واقعآ نميشود خورد



 
 
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٤  

مدتی است که اخبار متفاوتی از کشمکش بین نهادهای مدافع فرهنگ مثل سازمان و میراث فرهنگی و یونسکو با مسئولان شهر اصفهان درمورد برج جهان نما و تاثیروتهدیدی که به گفته این سازمانها ساخت برج برمنظره و ارزش تاریخی میدان نقش جهان دارد به گوش میرسد. کمترین حسنی که ویژه نامه  هشت صفحه ای امروز روزنامه شرق دارد این است که توراپای صحبت مخالفین و موافقین این طرح نشانده و کم کم که پیش میروی درمیابی طبق معمول دعوا برسر نگاههای متفاوتی است که به زندگی و فرهنگ وگردشگری میشود.مشکلی که شاید امروزه درجامعه ما(واحتمالآ دیگر جوامع قدیمی که با داشتن فرهنگ کهن یا کهنه خود درمسیر سیلاب تجدد قرارگرفته اند) بیش از مشکل به یک عادت تبدیل شده است .حقیقت این است که علی رغم گذشت این همه سال از اشنایی وتقابل جامعه ما با انچه تمدن غالب و پیشرفته جهان مینامیم هنوز در بین امرای قوم تکلیف خیلی چیزها روشن نشده است.از شما چه پنهان بنده هم در این قضیه مورد مناقشه مردد مانده ام و وقتی که برای خواندن مقالات مفصل روزنامه شرق گذاشتم تنها به بیشتر شدن شک و تردیدوسوالاتم کمک کرده .چه اگر تاقبل از این سازندگان برج جهان نمارا عده ای سودجو وغارتگر میدانستم که حاضرند برای رسیدن به اهدافشان فرهنگ و ملیت این سرزمین راقربانی کنند ولی درجال حاضر هرکاری میکنم نمیتوانم فرهنگ را در اتاقکهای شیشه ای موزه تجسم کنم.واز انجایی که سالهاست از اخرین حضورم در اصفهان میگذرد نمیتوانم تصور کنم وقتی در وسط میدان امام چشمت به تصویر یک برج با ان ابعاد و خصوصیات می افتد دچار چه حسی میشوی.شاید بتوان این احساس را با وقتی که برای اولین بار به زیارت خانه خدا مشرف میشدم مقایسه کرد.راستش بعد انهمه تخیلات شاعرانه ای که درمورد نگاه اول و دعای اول و قصه های پیرامون ان وقتی قدم زنان از در مسجدالحرام وارد میشدم اولین چیزی که نظرم را جلب کرد کاخ بلندوبتونی فهد بود که دیوار به دیوارخانه خداودردل کوه به اسمان برده بودومن همچنان که به سمت خانه خدا میرفتم حواسم نبود که انقدر سرگرم دیدن این کاخ شده ام که گردنم را برگردانده ودارم عقب عقب به سمت کعبه حرکت میکنم.درون خود محوطه حرم نیز از هرطرف که سر ازسجود برداری چشمت ناخوداگاه به کاخی میافتد که متعلق هرکدام متعلق به یکی از سران ال سعود است (توگویی میخواهند عظمت کاخهای سر به فلک کشیده شان رابه رخ سادگی و غربت خانه خدابکشند).البته بنده ان موقع فکر نمیکردم میشود به اینگونه ساخت و سازها ایراد گرفت واصلآ چیزی به نام حریم هوایی وجود دارد که اگر داشته باشد چه حریمی محترم تر از حرم؟واینکه چرا سازمان یونسکو اینگونه برای میراث بشری دل میسوزاند وعلیه ساخت و پاختها میشوردولی ملیونها مسلمانی که به سوی این حرم نماز میخوانند ودرون این حریم عبادت میکنند سکوت کرده اند؟و..........



 
 
ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٤  

برای اثبات خودت مجبور نيستی هميشه انسانيت را با ((ة))تانيث بنويسی