سی و یک اسفند

زندگی پزشکی فوتبال اعتیاد تکنولوژی

 
اخر داستان
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٤ آذر ۱۳۸٥  

((در من ناشكيباييهايي هست و راههايي،

بايد انها را به اتمام برسانم.

نادر اشخاصي قادرند عاشق شوند زيرا نادر اشخاصي قادرند همه چيز را از دست بدهند.

براي رسيدن به دوردستها بايد از نزديكيها گذشت،اما رسيدن به نزديكيها به سهولت ممكن نيست.)).

 

به نظرم اين خودش پيشرفتي است كه بعد از دوهفته متن پشت جلد كتابي كه خريده اي را بخواني.اگر قبول كني كه هر ايراني درروز فقط 8ثانيه مطالعه مي كند فكر ميكنم امروز وظيفه ملي ام را انجام داده ام.

 

 



 
رودربايستی
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٥  

_هوا كه سرد مي شود سلولهاي بدن انسان اواره اغوشش  را براي ويروسهاي بي خانمان باز مي كند

 

_از وقتي اپانديسم را عمل كرده اند احساس مي كنم انقدر كوچك شده ام كه هفتاد كيلو سبكتر شده ام و در جيب جا ميشوم

 

_وقتي به سوي تو گام برميدارم پاهايم براي برداشتن اولين گام به هم تعارف مي كنند

 

.........................................................................................................................................

تقريبآ مطمئن شدم هيچ غلطی نمی توانم بکنم.کاريمديکاتور را که با ان اهداف بلندپروازانه شروع کردم تبديل شده است به بچه معلولی که هيچ کجا رويم نمی شود نشانش بدهم.چيزی که اين مدت چاپ می شود به هيچ وجه ان چيزی نيست که دلم ميخواسته.وليکن خواهی نخواهی دارم می نوييسم و با اسم کاريمديکاتور شناخته می شود.به اين می گويند گند زدن به يک ايده خوب

 



 
رايحه خوش گل مژه
ساعت ٢:۱٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٥  

_سرسخت ترين مريضي كه داشتي كدوم بود؟

_پيرمرد باغبوني كه هرچه سعي كردم راضي نشد ((گل مژه اش))رو درمان كنم

 



 
 
ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٥  
درسته که با یک گل بهار نمیشه ولی من عاشق اون گلی هستم که درست وسط زمستون سبز میشه و به ریش سرما می خنده

 
 
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٥ آذر ۱۳۸٥  

 

_ببين عزيزم تو اين شانس رو داري كه براي اولين بار در جهان تحت اين عمل چشمي قرار مي گيري و ما ميخوايم نتايج اين عمل رو به عنوان يك مقاله معتبر در نشريات چشم پزشكي منتشر كنيم

_خوب ميتونم بپرسم اين چه جور عمليه؟

_نه متاسفانه خودم هم چيز زيادي نميدونم .اخه اين يك مطالعه دوسو كوره