سی و یک اسفند

زندگی پزشکی فوتبال اعتیاد تکنولوژی

 
حاج قربان هم....
ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱ بهمن ۱۳۸٦  


 
 
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٦  

((اما بیایید دیگر از واقعیات صحبت نکنیم.واقعیات دیگر برای هیچ کس اهمیت ندارد.آنها فقط نقاط عطفی برای ابداع و استدلالند.در مدرسه های ما به ما هنر شک کردن وفراموش کردن را می آموزند-ازهمه بالاتر فراموش کردن آنچه که شخصی و محلی است.ما در زمانی زندگی می کنیم ,که تداوم دارد,اما خود را تربیت میکنیم تا در ابدیت زندگی کنیم.از گذشته نامهایی چند را نگه می داریم ,که زمان تمایل به گم کردن آنها دارد.جزئیات بی ارزش را نادیده میگیریم.ما نه تاریخ داریم نه سنوات تاریخی.ما آمار هم نداریم....))

هزارتوهای بورخس

 



 
اصول و فروع دين
ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۸ دی ۱۳۸٦  

مکان مصاحبه:یکی از خیمه های عزاداری

زمان پخش:ساعت یازده و نیم پنجشنبه شب از شبکه سوم سیما

_ حاج اقا میشه یک مثال از برکاتی که دیدید برای ما بیان کنید

_ خود من امروز رفتم پام رو داپلر کردم گفتند تورگ پات لخته شده,الان اگه نگاه کنید این پام ورم داره.گفتند باید بستری بشی  گفتم من اینکارا رو بلد نیستم.میرم پیش دکتر اصل کاری اونجا خوب میشم.الان از صبح اینجا وایستادم کنار سماور دارم چایی میدم به عزادارها

 

*خدارا شکر امسال همه عزمشان را برای مبارزه با خرافات جزم کرده اند

 



 
کاريکاتور
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ دی ۱۳۸٦  

Ruben-Nepomuceno-Brazil


منبع :ايران کارتون



 
 
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ دی ۱۳۸٦  

_به خاطر کمبود امکانات مجبوریم برای رکتوسیگموئیدسکوپی و آندوسکوپی از یک دستگاه استفاده کنیم

_ اشکال نداره!ولی اگر لطف کنید بعد از استفاده دستگاه را تمیز کنید مریضها کمتر شکایت می کنند.

 



 
 
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٦  

ـ اینا چیه ریختی توی حیاط؟

ـ چیزی نیست،یکم ارزن و گندم خریدم برای گنجشکهایی که توی این سرما غذا گیر نمیارن.ولی نمی دونم چرا هیچ پرنده ای نمیاد سراغشون

ـ خیلی خوبه. ولی برو در نایلونش رو باز کن .شاید حیوونیها خبر ندارند توش چیه



 
اين عدالت است يا مهرورزی؟
ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٦  

((در پي ناآرامي‌هاي اخير تماشاگران ديدار‌١٠/١٠/١٣٨٦ دو تيم فولاد مباركه سپاهان اصفهان و پيروزي تهران كه در ورزشگاه فولادشهر استان اصفهان برگزار شد، تماشاگران ميزبان با استفاده از مواد آتش‌زا و پرتاب ترقه به طرف تماشاگران تيم پيروزي تهران يكي از مامورين نيروي انتظامي مستقر در خط حائل جايگاه تماشاگران دو تيم را در اثر پرتاب ترقه از ناحيه دو چشم و ساير اعضا مصدوم كرده و چشمان وي نيز تهديد به خطر نابينايي شده است. به نحوي كه احساسات عمومي در حادثه ايجاد شده ملتهب و جريحه‌دار و افكار عمومي نيز مصرا تشديد تنبيه متخلف يا متخلفين را خواستار شده‌اند...))

اين قسمتی از متن حکم کميته انضباطی فوتبال ايران برای حوادث بازی سپاهان پرسپوليس است که به علت مجروح شدن يک سرباز وظيفه تبديل به يک حادثه ملی شد.به نحوی که صدا و سيما ساعتها برای بررسی علل آن برنامه گذاشت و يکايک افراد دخيل در قضيه را به پاسخگويی فراخواند که به فراخور ان همه برای سلامتی اين سرباز ابراز نگرانی کرده و از باشگاه سپاهان تا فدراسيون فوتبال و نيروی انتظامی و تامين اجتماعی برای تقبل هزينه های درمانی بيمار اعلام امادگی کردند وفرمانده نيروی انتظامی اعلام کرد اين سرباز جانباز محسوب شده و از سربازی معاف است و....البته در اينکه فاجعه اتفاق افتاده تلخ است و با آينده اين جوان بازی شده شکی نيست.ادمها هم فرق چندانی باهم ندارند پس چرا وقتی حدود يکسال پيش پزشک وظيفه ارتش که از پادگان مشهد برای تجسس اعزام شده و در بين راه با امبولانس دچار صانحه و ضربه مغزی شد کسی به دادش نرسيد؟شايد چون قضيه رسانه ای نشد و پزشک بيچاره دستش به جايی بند نبود.نشان به آن نشان که ارتش نه تنها هزينه درمان اين فرد را که بيش از ده مليون تومان بود تقبل نکرده بلکه ۳-۴ماهی که به علت بستری بودن در (ای سی يو) و بيمارستان قادر به حضور در خدمت نبوده را هم جزو مدت خدمت وی محاسبه نکرده و سرباز(افسر؟پزشک؟)بيچاره بايد با اين همه مشکل ۴ماه اضافه خدمت را هم تحمل کند.ادم وقتی از نزديک اين اتفاق را ديده حق دارد با ترديد به قضايای اصفهان نگاه کند و در دلش به .........



 
 
ساعت ٢:٥۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ دی ۱۳۸٦  

وقتی چيزی دوردست باشد عزيز است،مقدس است،محترم است و اين چيزها.ديديد کسی به برف فحش و لعنت بدهد؟با اينکه همه چيز را به هم ميريزد و همه را از کار و زندگی می اندازد

*از آن روزهايی است که آرزو ميکردم ای کاش ۱۲ ساله بودم.تمام لذت برف و البته مدرسه رفتن به همين سالی يکی دوروز تعطيلی اش است



 
 
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٦  



 
 
ساعت ٧:۱۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٦  

از وقتی ساعتم خروسک گرفته سحرخیز شده ام



 
 
ساعت ٢:۱٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ دی ۱۳۸٦  

ـ ابر عقيم شبنم را به فرزند خواندگی قبول می کند



 
 
ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ دی ۱۳۸٦  

الهی! عاجز و سرگردانم، نه آنچه دارم دانم و نه آنچه دانم دارم.

((منازل اسائرين ))



 
 
ساعت ٢:٢٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ دی ۱۳۸٦  

انصاف نيست تويک شب هم ميلان ببازه و هم بارسا.به قول معروف سالی که سياست از زمستونش پيداست



 
چی چی را علامت ممنوع می زنی برادر؟
ساعت ۳:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ دی ۱۳۸٦  

خوبی اش اين است من هميشه مثبت فکر ميکنم.در واقع اشتباه همه جا ممکن است رخ بدهد ،حتی در کار ظريف و حساس فيل ترينگ.البته اگر امروز کليات سعدی در دم دست داشتم واساسا يادم می آمد که اين شعر((عشق ورزيدم و عقلم به ملامت برخواست)) از سعدی است شايد حالا حالاها متوجه نمی شدم کلمه ((عشق)) هم جزو کلمات ممنوعه است.يعنی وقتی بيت بالا را در صفحه گوگل نوشتم با پيغام اشنای((مشترک محترم دسترسی....))مواجه شدم.جهت اطمينان با بقيه کلمات اين بيت و ساير کلمات مشتق از عشق(مثل عاشق و معشوق و...)که امتحان کردم مطمئن شدم از اينترنت يا لااقل گوگل نبايد توقعی داشت.هرچند اين مسئله قاعدتا مشکل اهل ادب و ادبيات است که همچنين کلمه کليدی مشمول سانسور موتورهای جستجو شده ولی کاربران عادی هم نگران می شوند نکند وجود همچين کلماتی در سايت يا وبلاگشان به فيلتر شدن آنها بيانجامد