سی و یک اسفند

زندگی پزشکی فوتبال اعتیاد تکنولوژی

 
رنگ زندگی
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٦  

نان با پنیر وگوجه و خیار
آنقدر ملی است که میشود به جای پرچم درسفره هایمان به اهتزاز دربیاوریم



 
ما اينيم
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٦  

يک تفکر منفی ميگه اين بازيهای وبلاگی رو عوامل سرويسهای جاسوسی غرب و شرق راه انداخته اند تا اطلاعات خصوصی روشنفکران و متفکرين مارا به يغما ببرند.البته يک تفکر عاقلانه هم ميگه:((زرشک!)) تازه بر فرض هم که اينطور باشد چه ربطی به تو پيدا می کند؟عجالتا دعوت اين دنيا را لبيک ميگوييمَ باشد که در ان دنيا رستگار شويم.منتها چون اين بازی در مورد علائق شخصی است و من هرچه فکر می کنم علاقه خاصی ندارم فکر کنم جوابهايم زيادی بی سرو ته در بيايد

معرفی:متولد۲۲-۷-۵۹ وزن :۷۴ کيلوگرم،قد: ۱۶۹ سانتی متر سايز کفش:۴۱ رنگ پوست :روشن ،دارای ۲۲ دندان سالم ۶ عدد پرشده و يک دندان شکسته که ۵سال است درست نشده.به تازگی يا به سلامتی يا به ميمنت و مبارکی يا به هر جون کندنی بود يا به زور يا در نهايت يا با تنبلی تمام ،دوره طب عمومی رو تمام کرده و اماده اعزام به خدمت مقدس سربازی می باشم(فکر کنم برای معرفی کافی باشه.نه؟)

فصل و ماه و روزی که دوست دارم:جدا از بحث دوست داشتن هميشه فکر می کردم زندگی رسمی وقتی جريان داره که ادم کاپشن تنش می کنه و ايامی که با استين کوتاه می گردی موقتی و گذراست.پاييز برايم کشدار است يکبار چون تاريخ تولدم ۲۲ مهر بوديکسال ديرتر به مدرسه رفتم و يکبار هم چون تاريخ تصويب پايان نامه ام ۹ مهر بود يکسال ديرتر فارغ التحصيل شدم.زمستان همان دو سه روزی که برف می بارد قشنگ است و بهار!!عاشق شب عيد هستم و سيزده به در و سی و يک اسفند البته.از هرجور نو شدنی استقبال می کنم.اول مهر و اول فروردين و اول زمستان جالب هستند.ولی اول تابستان بيچاره هميشه مهجور است.تابستان با تعطيلی مدرسه شروع می شود.وچقدر تعطيلی را دوست دارم.خدارا شکر يکسال گذشته انقدر روز تعطيل داشته ام که دستم از قبر بيرون نماند

چه رنگی را دوست دارم؟بستگی داردکجا باشد.توی استاديوم ثامن مشکی،توی آزادی قرمز.ولی خوب که فکر می کنم ميبينم چند سال گذشته ابی اسمانی خودش را خيلی به من چسبانده.کلا لباسهای ابی ام بيشتر از ديگر رنگهاست

غذای مورد علاقه:يکی از خوشبختيهای مامان من اينه که من فرق بين غذای خوب و بد رو نمی فهمم.ولی اگر قرار باشه يک غذا رو انتخاب کنم نيمرو با سيب زمينی سرخ شده صبح روزی که فرداش امتحان داری و ميخوای تا شب درس بخونی رو دوست دارم

موسيقی مورد علاقه:اوه اوه اوه! موسيقی ارتباط مستقيمی به شعور ادميزاد داره و به همين دليل به اين سوال جواب نميدم!کلا زياد گوش می دم ولی زياد سر در نمی اورم.بيشتر که فکر می کنم می بينم توی تنهايی،موقع رانندگی يا حين کار با کامپيوتر بيشتر اهنگهای ملايم و عموما رمانتيک گوش می کنم.از بين خواننده های وطنی ويگن،محمد نوری،فريدون فروغی ،داود ازادو شجريان رو بيشتر گوش می کنم.محسن نامجو را هم از سيامک گرفتم تازگيها(به گمانم يکجور بيماری ويروسيه)

بدترين ضد حالی که خوردم:انتخابش سخته،کلا ضدحال زياد می خورمبذار فکر کنم قول می دم بگم

بزرگترين قولی که دادم:توی اورژانس مسمومين يک دختر بچه را اوردند که خودکشی کرده بود.کاشف به عمل امدفرزند......است.اون هم از من قول گرفت به هيچکس نگم!علی رغم اينکه از باباش بدم می اومد اين اولين و اخرين باری است که درموردش صحبت می کنم.

ناشيانه ترين عملی که انجام داديد:من نمايشگاه بين المللی حرکات ناشيانه هستم.همه سوتيها و حرکات ناشيانه ام رو هم مثل بچه هام دوست دارم.نمی تونم از بينشون يکی رو انتخاب کنم

بهترين خاطره زندگی ام:بازی ايران ـ استراليا

بدترين خاطره زندگی ام:بازی ايتاليا ـ فرانسه جام جهانی ۹۸

کسی که دلم ميخواد ببينمش:دلم ميخواست اکبر اقا رو ميديدم.ولی مرد.

برای کی دعا می کنم؟کلا دنبال بهانه دعا کردن می گردم

بزرگترين نفرينی هم که کردم اين بوده((لعنت بر پدر و مادر کسی که اينجا آشغال بريزد))

۱۰ سال اينده؟اين برای خودش يک داستان و پست جداگانه می خواهد.ادمهايی که قبلا جای من بوده اند يا رفته اند سربازی و برگشته اند يک گوشه ای طبيب خانواده شده اند و يا نشسته اند درس خوانده اند و چهار سال دستياری و گذراندن ضريب در شهرستان و صبح و شب کار و همين ديگه.من هم هرقدر زور بزنم فرق چندانی نمی کند.احتمالا ده سال هيجان انگيزی در انتظارم نباشد.

بقيه دوستان از طرف من دعوت هستند به بازی.هرکس دلش خواست بنويسه بعد بگه دعوتش کنم!

پ.ن:توی سريال حلقه سبز  اصطلاح((منتال دفورميتی اندام!)) به گوشم خورد که هرچه فکر کردم نفهميدم يعنی چه؟انگار هرچی ياد داشته ام از يادم رفته

 

 



 
 
ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ مهر ۱۳۸٦  

يهويی خاصيت پاييزه انگار.ديروز هم  پشت در وايستاده بود مثل هرسال.که فوت کرد توی چشم و تا پنجره را دادم بالا باد وايستاد.حالا کی حالشو داره اينهمه برگ رو از تو ماشين جمع کنه؟



 
شاعران خوشبخت
ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٦  

((امسال از سه چیز خوشحال شدم,عینک که نداشتم و برای من خریدند.کفش راحت لاستیکی و چراغ دم دستی,که چیزی می توانم با ان بنویسم.واین هرسه به فکر من نرسیده بود))

((نامه های نیمایوشیج))

 



 
اين هيچی نيست
ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ مهر ۱۳۸٦  

محبت را لقمه لقمه کف دستم گذاشتی /سرخ و سفيد/

و گدايی را يادم دادی



 
پيش بينيهای مردی که می خواهد بچه بماند
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٦  

امروز یک روز معمولی دیگر هم سپری می شود.



 
همه چيز از همه جا
ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٦  



 
غروب پائيزی۱*(ويژه داربی سرخابی)
ساعت ٢:۱٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸٦  

استقلال نتوانست از سپاهان یک مساوی هم بگیرد که روز داربی لااقل نصف پرسپولیس امتیاز داشته باشد.در حقیقت استقلال بسیار بدتر از آن چیزی نتیجه گرفته که همه فکر می کردند.این تیم را شاید بشود با پرسپولیس فصل پیش در همین مقطع مقایسه کرد.در حالی که پرسپولیس هم مشکلات بیشتری داشت و هم بازیهای زیباتری ارائه می داد. و این تفاوت بین ادعای مربی داخلی باقی مانده در تفکرات قدیمی و یک مربی مطرح در سطح جهانی را مشخص می کند.بزرگترین مشکل استقلال در فصل حاضر به دست نیاوردن ترکیب ثابت و اصلی تیم است.استقلال در هر بازی یک ارنج و یک سیستم را امتحان می کند که با توجه به بازیکنان نا آماده و ناهماهنگ طبیعی است از هیچکدام طرفی نبندد.درست برعکس پرسپولیس که از همین الان ترکیب و چیدمان تیم برای بازی آینده تا 90 درصد معلوم است.استقلال در دروازه مشکل دارد ولی نه انقدر که درموردش جنجال می شود.طالب لو به جز گل اول بازی سایپا و شاید برق شیراز تقریبا در مابقی بازیها اشتباه فاحشی نداشت.هرچند از دروازه بانی با ادعای ملی پوشی بسیار بیشتر از این انتظار می رود و شاید به همین دلیل است که انگشت اتهام اول به سوی دروازه بان نشانه می رود و حتی بازیکن بی مسئولیتی مثل صادقی فراموش می شود.امیر حسین صادقی نشانه ای از یک مشکل کهنه فوتبال ماست.باشگاهی که صدها میلیون برای یک بازیکن هزینه می کند چرا کمی زمان وپول خرج نمی کند تا مشکلات رفتاری واخلاقی بازیکنش را برطرف کند؟اخراجهای بی مورد,اظهارنظرهای نسنجیده و بازی احساسی و بعضا بی منطق باعث ضربه زدن به تیم می شود.شاید از این حرف برداشتهای مختلفی بشود ولی به نظر من در هر باشگاهی لااقل دوسه بازیکن وجود دارند که برای استفاده بهینه از توانایهایشان نیاز مبرمی به مداخلات رواندرمانی احساس میشود.امیرحسین صادقی و محمد نوازی در استقلال از جمله این بازیکنان هستند.به عنوان مثال اگر استقلال برای یک فصل بازی امیرحسین صادقی 70 میلیون تومان  پرداخت کرده باشد سه جلسه محرومیت بی دلیل این بازیکن حدود 6 میلیون به باشگاه ضرر و زیان وارد کرده است و باید در مقابل باشگاه پاسخگو باشد.ولی وقتی مربی و سرپرست تیم هم به این مسائل اهمیت نمی دهندو هیچ برخوردی با بازیکن نمی شود طبیعی است که این محرومیتها نمی تواند اثر محسوسی در تغییر رفتاری بازیکن داشته باشند.در مشکلات خط دفاعی استقلال همین بس که ناصرحجازی قلب این دفاع را به دست بازیکنی مثل پژمان منتظری می دهد که اصلا یک هافبک دفاعی است تا مدافع پوششی.تغییر سیستم استقلال که نوعی بازگشت دوباره به سیستم 2-5-3 (که سالهاست در استقلال تغییر نیافته) نشانه نوعی سردرگمی حاصل از خوردن گلهای فراوان است.پیروز قربانی تقریبا ثابت ترین و مطمئن ترین دفاع استقلال است که معمولا مجبور به پرکردن جای خالی مدافعین کناری یا پیستونهای استقلال و به خصوص محمد نوازی است.حضور پراشتباه سعید لطفی خیلی زود این بازیکن را نیمکت نشین کرد .به نظر می رسد پژمان منتظری هم علیرغم اینکه در خط میانی کارکرد بهتری دارد مجبور است تا مابقی فصل رامانند بازی سپاهان در مرکز دفاع سه نفره استقلال بازی کند.در کناره ها استقلال بازیکنان باکیفیتی دارد که تا اینجای کار ناصر حجازی نتوانسته به خوبی از آنها بازی بگیرد.نیمکت نشینی بی دلیل محمد نوازی که امتیاز اورترین بازیکن تیمش بود نمونه ای از رفتارهای خاص حجازی است که ریشه در تفکرات سنتی و استاد شاگردی مربیان ایرانی داشته که باعث کاهش راندمان تیم می شود.در مقابل نوع برخورد افشین قطبی با بازیکنان جنجالی و خروس جنگی اش مانند شیث و نیکبخت که به باج دادن و از بازیکن خوردن!تعبیر می شود باعث شده تا انسجام و یکدستی تیم تا این لحظه حفظ شود(البته ادامه دادن این روش مدیریتی در تیم قرمز کار بسیار سختی به نظر می رسد).هافبک دفاعی هم از پستهای حساس و به نوعی پاشنه آشیل این تیم است که بعد از رفتن حسین کاظمی به اصفهان هنوز نتوانسته گزینه مناسب را پیدا کند.سان جان ,منصوریان و پژمان منتظری و حتی مهرداد پولای که اتفاقا همه از بازیکنان مورد علاقه حجازی هستند به تناوب در این جایگاه قرار گرفته و نتیجه اش از دست دادن میانه میدان در اغلب این بازیهاست.در حقیقت کم تحرکی بازیکنان خط میانی استقلال که ناشی از عدم آمادگی جسمی و روحی آنها دارد باعث شده تا استقلال در همه بازیها به مشکل بربخورد.مجتبی جباری تنها نیمی از بازی دوسال پیشش را نشان می دهد.روانخواه وپولادی هم تا اینجا سردرگم نشان داده اند که به نظر بیشتر به علت عدم شناخت دقیق مربی از تواناییهای این بازیکنان است.خط حمله استقلال جایی است که در ابتدای فصل به نظر می رسید کلید موفقیت این تیم خواهد بود  تا اینجای کار چیزی از خود نشان نداده است.حمید شفیعی,بیاتی نیا ,برهانی و فرهاد مجیدی بازیکنان خوبی هستند که اگر درهرتیم دیگری حضور داشتند یک مدعی اقای گلی بودند.به اینها اضافه کنید علی علیزاده را که فصل پیش امتیاز آورترین بازیکن استقلال بود و در این فصل تنها به این دلیل کمتر بازی می کند که استقلال و حجازی مجددآ به استفاده تکراری از تاکتیک اوت دستی محکوم نشود.در حقیقت استقلال در چند هفته اخیر دارد چوب همین تفکرات سرمربی اش را می خورد.برای استقلالی که هنوز به هماهنگی نرسیده بهترین راه رسیدن به گل تکرار کاری است که به خوبی بلد است و در بازی اول ان را انجام داد.استفاده از توپهای بلند و به خصوص سانترهای نوازی و اوتهای علیزاده  در حضور بازیکنان سرزن تیم هرچند کیفیت بازی را پایین خواهد اورد اما نتیجه بهتری را به ارمغان خواهد اورد.استقلال در طی همین هشت بازی گذشته دوسوم گلهایش را از روی ارسال جناحین وشلوغی جلوی دروازه زده است ولیکن کماکان اصرار دارد تا بازی را به عمق بکشاند وبرای ارش برهانی موقعیت بسازد تا اوهم توپها را یکی پس از دیگری خراب کند.

ترکیب تیم استقلال در بازی با سپاهان نشان می داد ناصر حجازی بیشتر فکر و انرژی اش را برای داربی گذاشته و بازیکنانی را به زمین فرستاده که بیشتر برای ان بازی مد نظرش بوده اند.شاید بشود گفت دلیل شکست  استقلال این بود که قصد داشت از بازی سپاهان یک بازی تدارکاتی جدی برای دربی بسازد.حضور علیزاده  منصوریان در ترکیب اصلی و بازگشت محمد نوازی از نشانه های این تصمیم و اراده بود.در واقع ناصر حجازی از همه بهتر می داند  تماشاگرانی که تا اینجا نتایج ضعیف استقلال را تحمل کرده اند تمام نگاهشان به بازی روز یکشنبه است و نتیجه این بازی برایشان از ده امتیاز لیگ اهمیت بیشتری دارد.باید تا یکشنبه منتظر ماندو دیدآیا استقلال می تواند با نتیجه داربی از بحران خارج شود یا این غروب پاییزی به افسانه ناصرخان و پسران آبی برای همیشه پایان خواهد داد؟

 



 
 
ساعت ٤:۳٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٦  

به طرز کاملا مشکوکی همزمان با دفاع از پایان نامه بنده اسامی برندگان جایزه نوبل پزشکی اعلام شد.ولی طبق معمول سر تیم مارو بریدند!

پ.ن:دل خودم هم برای تحليلهای فوتبالی تنگ شده.ولی حيف قسمت نمی شود.



 
 
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸٦  

خوبی اش اينه خيابون ما هنوزبه اسم هيچ شهيدی نامگذاری نشده.حساب کردم اگه خدا توفيق بده و عدالت رعايت بشه يکی دوسال ديگه حدود ۷۰-۸۰ تا خونه برای ادرس دادن بايد اسم منو تکرار کنن



 
 
ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ مهر ۱۳۸٦  

هنوز تصميم نگرفتم فردا ۴-۴-۲ بچينم يا ۳-۶-۱ اخه فقط بايد دفاع کنم و بين دفاع منطقه ای و من تو من موندم.در هر صورت شنبه جلسه دفاع از پايان نامه اينجانب با موضوع

((بررسی طيف بالينی ناهنجاريهای مادرزادی قلب در کودکان مبتلا به سندرم داون))

در محل سالن کنفرانس بخش اطفال انجام ميشود

تذکر:حالا لازم نيست از گوشه کار دنيا جمع بشين اونجا.به علت مصادف بودن با ايام ماه مبارک رمضان پذيرايی به وقت ديگری موکول شد

(کی بياين؟يکسال خودم رو عقب انداختم که روز دفاع پذيرايی نکنم!)



 
 
ساعت ٤:٠٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ مهر ۱۳۸٦  

ديوان خواجه شيراز را فرستاده اند فضا

يک دفتر سفيد صدبرگ برگشت و چند شعر سپيد



 
بازی بدون توپ(قوانين مندريف*۲)
ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ مهر ۱۳۸٦  

از آنجایی که قسمت اول قوانین مندریف(من در آوردی فوتبال ایران) با استقبال چندانی مواجه نشده بود فکر می کردم ادامه اش ضرورتی نداشته باشد.برای همین صبر کردم تا لااقل یک نفر خوشش بیاید و بعد بقیه اش را بنویسم.

مواردی که در قسمت قبلی نوشته شده بود در واقع نکات تستی و کاربردی برنامه ریزی لیگ است که کمک می کند تا بدون مراجعه به یادداشت یا حافظه دور,تنها با دانستن برنامه هفته جاری لیگ حدس بزنید تیم محبوبتان هفته آینده با چه تیمی رو به رو میشود.ولی اگر بخواهید بدانید تیم مورد علاقه تان تا انتها فصل چه بازیهایی انجام می دهد کافی است اولین بازی اش را بدانید.بقیه بازیها به این ترتیب می شود:

1.پرسپولیس2.پکاه3.ابومسلم4.پیکان5.راه آهن6.مقاومت سپاسی7.پاس8.ذوب آهن9.استقلال تهران10.استقلال اهواز11.ملوان12.مس13.شیرین فراز14.سایپا15.برق شیراز16.صبا باطری17.سپاهان

همانطور که ملاحظه می فرمایید در این لیست 17 تیمه نامی از صنعت نفت برده نشده.بازی با صنعت نفت هم در هر هفته می ماند برای تیمی که نوبت بازی با خودش رسیده.صنعت نفتیها هم برای تعقیب تیمشان بايد بدانندیک هفته با9 تیم بالای جدول بازی دارند و هفته بعد با 8 تیم پائین .

ولی اگر بخواهید کل بازیها را در هرهفته بطور کامل پیش بینی کنید باید طور دیگر نگاه کنیم.دو جدول الف وب به همین منظور طراحی شده


 

ب

الف

 

1.      پرسپولیس

2.      سپاهان

3.      صبا

4.      برق

5.      سایپا

6.      شیرین فراز

7.      مس

8.      ملوان

9.      استقلال اهواز

10.   استقلال تهران

11.  ذوب اهن

12.  پاس

13.  فجر

14.  راه اهن

15.  پیکان

16.  ابومسلم

17.  پگاه

18.   

1.      پرسپولیس

2.      پگاه

3.      ابومسلم

4.      پیکان

5.      راه اهن

6.      فجر

7.      پاس

8.      ذوب

9.      استقلال تهران

10.  استقلال اهواز

11.  ملوان

12.  مس

13.  شیرین فراز

14.  سایپا

15.  برق

16.  صبا باطری

17.  سپاهان

18.   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 9 تیم اول جدول الف(به استثنا پرسپولیس) بازیهای خانگی خود را باهم برگزار می کنند و بازیهای خارج را نیز باهم .در هفته اول تیمهای جدول الف به ترتیب میزبان تیمهای جدول ب هستند.بنا به قاعده صنعت نفت پرسپولیس باید بازی اش را در خانه صنعت نفت برگزار کند.برای هفته بعد جای جدول الف و ب عوض می شود و تیمهای گروه ب میزبان تیمهای الف می شوند.با این شرط که یک شماره به ردیف ب اضافه می شود ولی هیچ تغییری در گروه الف ایجاد نمی شود.این روند تا اخر ادامه پیدا می کند و هر هفته جای تیمهای میزبان و میهمان عوض شده و تیمهای گروه ب یک رده تغییر کرده ولی ردیف الف تا آخر ثابت می ماند.(بازیهای تکراری حذف می شوند) به طور مثال در هفته دوم برنامه بازیها به این شکل است


 

 

 

 

ب

الف

1.       پگاه

2.       پرسپولیس

3.       سپاهان

4.       صبا

5.       برق

6.       سایپا

7.       شیرین فراز

8.       مس

9.       ملوان

  1. پرسپولیس
  2. پگاه
  3. ابومسلم
  4. پیکان
  5. راه اهن
  6. فجر
  7. پاس
  8. ذوب
  9. استقلال تهران

10.   استقلال اهواز

11.   استقلال تهران

12.   ذوب اهن

13.   پاس

14.   فجر

15.   راه اهن

16.   پیکان

17.   ابومسلم

 

  1. استقلال اهواز
  2. ملوان
  3. مس
  4. شیرین فراز
  5. سایپا
  6. برق
  7. صبا باطری
  8. سپاهان

 

 
 

 

همانطور که ملاحظه می فرمایید بازی با صنعت نفت در این هفته به استقلال اهواز رسیده و هفته بعد نوبت پگاه گیلان خواهد شد و تیمها طبق همان قواعد قبلی با هم بازی می کنند.در مورد میزبانی هم براساس اولویت تصمیم گیری می شود.

قطعا برنامه بازیها و اینکه هر تیم در طی بازیهای لیگ چه موقع به کدام تیم برخورد کند یکی از عوامل تاثیر گذار بر روند نتیجه گیری تیمهاست است که حتی می تواند در سرنوشت قهرمانی نیز تاثیر بگذارد.به عنوان مثال بازیکنان استقلال ادعا می کنند پرسپولیس به علت روبه رو شدن با تیمهای انتها جدول توانسته نتایج خوبی کسب کند و بالای جدول باشد.البته حرف چندان بی راهی نیست ولی  چون این پست زیادی طولانی شد اجازه بدهید تا تفسیر و نتیجه گیری برنامه لیگ را بگذاریم برای بعد.

 

 



 
اين يادداشت سياسی نيست.
ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ مهر ۱۳۸٦  

این دوروزه هرطور فکر می کنم متوجه نمی شوم یعنی چی که خرمشهر و بصره خواهرخوانده شده اند؟روی چه حساب و معادله ای اسم مرز شلمچه رو گذاشتن مرز صلح و دوستی و برادری!اینطوری ادم تمام انچه به عنوان معنی خواهر و برادری توی ذهنش داشته فرو می ریزد. حالا شاید نوه نتیجه های ما این چیزها را راحت باور کنند ولی نسل ما که چشمش با جنگ به زندگی اشنا شده و سالهای بعد از جنگ سایه سنگینش را همه جا روی سرش حس کرده مگر چقدر کم حافظه است که بخواهد یادش برود شلمچه یعنی چه و چقدر این معنی با دوستی فاصله دارد؟ جالبی اش هم این است که خوب صبر کردند انگلستان بصره را تخلیه کند و بعد صیغه را جاری کنند.انگار خرمشهر ننگش می شده خواهرش دست اجنبی اسیر باشد وکاری نکند.

پ.ن:فرق دنیای سیاست و رفاقت همینه.گاهی یک سوتفاهم ساده رابطه ای رو بی هیچ دلیل خاصی کلا خراب می کنه.ولی میشه سالها دشمنی و جنایت را با یک معاهده فراموش کرد.

ن.اضافه:بقیه عکسهای مراسم خواهر خواندگی بصره و خرمشهررا در فارس نیوز ببینید



 
 
ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ مهر ۱۳۸٦  

می شود گفت منظم ترين کار من در اين يکسال خانه نشينی همين کاريمديکاتور بود که تقريبا ۴۰ هفته انجام وارسال شد.ولی ايميلی که هفته پيش فرستادم اين چند خط توضيح را همراه داشت:

((با عرض پوزش متاسفانه این اخرین سری از کاریمدیکاتورهای ارسالی است.به علت گرفتاریهای شخصی فعلا قادر به نوشتن مطلب جدید نیستم))

فکر کنم خيلی هم خوشحال شده باشند.به گمانم رويشان نمی شد بگويند چند وقتی است خيلی لوس و بيمزه و تکراری می نويسی.ولی کسی هم نگويد خودت که بايد متوجه شده باشی.در هرصورت اين گرفتاری که باعث ننوشتن شده بهانه خوبی بود تا هم کم کم از بی کاری در بيايم و هم از کار بيکار شوم



 
با سيبيل بابا هم شوخی؟
ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ مهر ۱۳۸٦  

فک کن اگه حافظ جراح بود کمان ابروی جانان رو به چی تشبيه می کرد؟خوب معلومه سوزن بخيه

خوب حالا که فک می کنی ،به اينم فک کن که اگه حافظ آلزايمر می گرفت چه غم انگيز  می شد.نه اون کسی رو می شناخت و نه کسی اونو.

پ.ن:خودم هم از اين فکرای بيخودی ام خسته شدم.بايد يک فکر اساسی بکنم



 
 
ساعت ٢:٢٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ مهر ۱۳۸٦  

تنها ماندن همانقدر می تواند عذاب اور باشد که تنهايی نداشتن



 
متولد ماه مهر
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ مهر ۱۳۸٦  

پاییز بالاخره خودش را فرو کرد.اول مهر یک روز خاص است.مثل اول فروردین.مثل اول دی و مثل همه اولهای دیگر.مهر ماه انگار همه یاد کارهای عقب مانده شان افتاده باشند شروع می کنند به کار کردن.فرقش با بهار همین است که ان با تعطیلی شروع می شود و این با کار کردن.تقویم را هم که نگاه کنی جای خالی ندارد. کلی مناسبت و تولد و عزا و ... میبینی توی مهر .از همین اولش که تولدشجریان هست و حسین منزوی ودردونه تا دومش که منوچهر اتشی است و بعد لیلا حاتمی و روز مولانا و روز حافظ بگیر تا ان اخرها که......از ما گفتن بود