سی و یک اسفند

زندگی پزشکی فوتبال اعتیاد تکنولوژی

 
 
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٦  

پرنده ورزشکار در اوج با پرواز خداحافظی می کند



 
دماغ
ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ آبان ۱۳۸٦  

ادمهای بدبین در برخورد با همه ادمها شروع به جستجو برای پیدا کردن عیب و ایراد و نقص می کنند.و بدبختانه همیشه هم به زودی موفق شده اند.



 
نيما نه! ما
ساعت ۳:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٦  

((در فروبند که دیگر با من

رغبتی نیست به دیدار کسی

فکر کاین خانه چه وقت آبادان

بود بازیچه دست هوسی

..........))

قدیمها که می گویم شاید ازهزارسال پیش باشد تا همین اواخر که شعر دزدی باب بود هرکس دنبال نان و نامی می گشت شعری از شاعری مرده یا زنده به نام خودش می خواند و چیزی گیرش می آمد.ولی این دور و زمانه که کسی به شاعر(اگر گردن کلفت نباشد) صله ای نمی دهد تا زحمت شعر دزدی را بکشیم.به جایش کم کم دارد سنت جدیدی باب می شود به نام شاعر دزدی.حالا اسمش دزدی است یا مصادره یا هر چیز دیگر نمی دانم فقط چیزی که واضح است این است که این روزها اگر اقبال شاعری گل کند و مورد پسند واقع شود, با همه شعرهایش یکجا سر می کشندش و به این سادگیها هم از رو نمی روند.نمونه اش همین شعرایی که از بچگی با اسم انهامدرسه رفتیم و هروقت معلم انشا پرسید مملکت خود را توصیف کنید نوشتیم :مولوی و فردوسی و حافظ و سعدی و نظامی و.....از اینها که بگذریم یکجور دیگر هم شاعر دزدی داریم که ربطی به کشورهای همسایه نداردو خود شاعر مستقیما مورد دستبرد قرار می گیرد.در این دزدی معمولا باید شاعر از قبل مرحوم شده باشد تا قدرت دفاع ازخودش را نداشته باشد و حتی گاهی بتوانیم به وی معترض شویم که چرا بعضی جفنگیات را که وارد شعرهایش کرده اند خط نزده است و اگر لازم شد خودمان خط بزنیم.تنها مورد استثنا در این میان همین مرحوم قیصر امین پور بود به گمانم که در زمان حیاتش از دو طرف کشیده می شدو احتمالا اخر کار هم برای رعایت قواعد بازی و راحت گذاشتن طرفین درگیری فرار را بر قرار ترجیح داد و به دیار باقی شتافت.(البته نمونه های فراوان دیگری مخصوصا در بین شاعران معاصر هست که بگذارید به حساب کم سوادی بنده)

حالا چی شد که این چیزها رامی گویم؟ شاید به خاطر این است که سه شنبه تلوزیون قرار است به مناسبت صدمین سالگرد تولد نیما فیلم سینمایی که بر اساس زندگی اش ساخته شده را نمایش بدهد.واقعا نمی دانم با دیدن این فیلم که به احتمال زیاد با آنچه از نیما می دانم متفاوت و البته بیشتر می باشد باز هم این حس احترام را نسبت به پدر شعر نو خواهم داشت یا نه.

 

 



 
شانه به شانه
ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٦  

لیگ برتر امسال فوتبال ایران معنای واقعی رقابت میلیمتری می دهد.انقدر که بعد از سیزده هفته مسابقه بین دو تیم راه اهن و مقاومت سپاسی شیراز تنها چند سانتی متر تفاوت وجود دارد.در واقع اگر روز جمعه یکی از شوتهای بازیکنان راه اهن که به تیر دروازه برخورد کرد تنها دو سه سانتی متر پایین تر بود الان وضعیت این دوتیم در جدول عین هم بود.یعنی هم امتیاز و هم تعداد برد و باخت و مساوی و هم تعداد گلهای زده و خورده این دوتیم مشابه هم بود و موقع نوشتن جدول تنها می شد به ترتیب حروف الفبا این دوتیم را بالا وپایین برد.نکته دیگر رکوردداری این دوتیم در به دست اوردن تعداد تساویهاست.چیزی که از هفته های ابتدایی هم می شد آن را متصور شد.البته در حال حاضر سه تیم صبا باطری,پیکان و مقاومت با هفت تساوی مکان اول این لیست را به خود اختصاص داده اند و تیمهایی مثل راه آهن و پگاه با 6تساوی در رده بعدی قرار دارند.این آمار بالای تساویها به همراه آمار نسبتا پایین گلهای رد و بدل شده نشان دهنده شیوع روحیه محافظه کاری در تیمها وافزایش حساسیت و افت بازیها از نظر زیبایی و تماشاگرپسندی شده که در دراز مدت نتیجه خوبی نخواهد داشت.تیمهایی که با هزینه زیاد تشکیل و اداره می شوند و عموما نیز شانس چندانی به برای قهرمانی خود متصور نیستند میل چندانی برای ریسک نداشته و در عمده بازیها ,بخصوص بازیهای خارج از خانه به تساوی رضایت می دهند.حضور تیم بالانشینی مثل صبا باطری در این لیست  که بالقوه توان قرار گرفتن در کورس قهرمانی را دارد خالی از اشکال نیست.این تیم به سختی گل می خورد و به زحمت هم گل می زند.البته اینطور که از شیوه بازی این تیم پیداست امسال هم صباییها عزمشان رابرای مسابقات جام خذفی جمع کرده اند که و باید دید چطور به این هدف می رسند.صبا باطری را می توان یک سپاهان کم طرفدار و کم سابقه دانست که آرزوهای بزرگی در سر دارد .

در مورد پرسپولیس این هفته وقتی سرمربی اش قبول دارد که در حد لیگ محلات بازی کرده چیز زیادی نمی توان گفت.پرسپولیس برای رسیدن به قهرمانی چاره ای جز بردن اینچنین بازیهایی ندارد واین دو امتیاز را قطبی باید از 75 امتیازی که قولش را داده بود کم کند.

شلوغ پلوغی و بی نظمی باشگاه استقلال اگر برای استقلالین آبی نداشت برای آبی آسمانی پوشان پیکان نان خوبی شد.پیکان بحران زده که در استانه از دست دادن سرمربی اش بود با برد در مقابل استقلال به هم ریخته باعث شد تا تهرانیها هم نام اهوازیشان را هم به حاشیه بکشانند و نتیجه اش 6 امتیازی شود که پیکان در عرض یک هفته جمع کرد تا تخته گاز به سمت یک سوم بالای جدول برود.

این مس را در نیم فصل دوم باید جدی گرفت و نه الان.اغلب بازیکنان این تیم فقط از سر رفع تکلیف و انجام وظیفه فوتبال بازی می کنند و فقدان انگیزه در این تیم به وضوح دیده می شود.

برای پگاه خیلی زود است که دستها را به علامت تسلیم بالا ببرد.شاید فقط به اولین برد نیاز دارد تا از این وضعیت خارج بشود.اما هر روز که این برد به تاخیر می افتد استرس و عادت به وضعیت موجود در این تیم بالاتر می رود.از همین الان مابقی تیمها پگاه را یک تیم لیگ یکی می دانند و دعوا برای تیم دوم سقوط کننده درجریان است.ذوب آهن اولین تیمی است که بعد از پگاه کاندیدای سقوط است.ولی فاصله امتیازاتش با سایر رقبا در حدی نیست که بشود  امید زیادی داشت.مضاف بر اینکه ذوب تیم خوب و جوانی است و باید این دوران گذار را هرطور شده طی کند.نفت آبادان سردرگم را می توان یک گزینه خوب برای سقوط در نظر گرفت و همینطور شیرین فراز در حال تجربه اندوزی را.دور ابومسلم را البته باید خط گرفت.ابو مسلم به زودی به نیمه بالای جدول خواهد رسید.بزرگترین مشکل مشکی پوشان این است که باور ندارند بیرون از خانه هم می توانند برنده باشند.این تیم کما کان از مشکل روحی و روانی رنج می برد.بازی با ملوان بندر انزلی تنها نبرد انگیزه ها بود.ابومسلم امده بود تا نهایتا با یک امتیاز بر گردد و حتی علی رغم ده نفره شدن ملوان این جسارت را در خودش ندید تا دروازه خالی این تیم را باز کند.در مقابل انزلی چیها با روحیه بالا برای پس گرفتن جایگاهشان از برق شیراز به چیزی جز برد فکر نمی کردند.

 

 



 
 
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٦  

می خواستم اين پست هم يک مطلب فوتبالی در مورد تغييرات باشگاه استقلال و انتخاب مربی و اين چيزها بنويسم ولی ديدم هنوز زود است و عجله کار شيطان

پ.ن:اين هيات مديره استقلال هم دست شيطان را از پشت بسته اند



 
 
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٦  

 اين چندروزی که نه دسترسی و نه حال و حوصله درست و حسابی برای انلاين شدن نبود مفتخر به مرگ مشکوکی شدم که اخرش معلوم شد خوشبختانه يا متاسفانه شايعه ای بيش از طرف بعضی دوستان هميشه مريضم نبوده.برای بعضيها که خيلی وقت پيش مرده بودم.بعضيها هم که اصولا خبردار نشدند.تک و توکی هم که نگران شدند خوشبختانه عقلشان ميرسيد به حرفهای سيامک اعتماد نکنند .خلاصه مردن بی دردسری بود.انقدر که هوس کردم اولين برف زمستانی که رسيد بی سرو صدا و يواشکی بروم زير برف و شايد گل



 
 
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۸٦  

اگر کسی نمی پرسيد با که حرف ميزنی

هنوز فکر می کردم من رفته و تو مانده ای



 
 
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ آبان ۱۳۸٦  

وقتی شنا بلد نيستی،تو آب حيات هم غرق ميشی



 
ليگ برتر از گوهر امد پديد
ساعت ٢:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۸٦  

از هفته دهم برنامه بازیهای استقلال و پرسپولیس باهم عوض شده تا کم کم ادعاهای ناصر حجازی در مورد نتیجه نگرفتن تیمش به محک تجربه بیاید.در واقع به لحاظ نوع برنامه ریزی بازیهای  هفته نهم تا پایان نیم فصل پرسپولیس دقیقا عین بازیهای اول تا نهم استقلال خواهد بود.و از ان طرف بازیهای استقلال هم به همین صورت(فقط جای میزبان و میهمان عوض می شود).البته ناصرحجازی بعد از بازی با پگاه گیلان برای پررنگ نشان دادن برد تیمش گفت ((برای استقلال و پرسپولیس همه بازیها سخت است و بازی آسان معنی ندارد)).عجالتا به حرفهای ناصرخان طبق معمول کاری نداریم وباز هم صبر میکنیم تا یکجا به ریشش بخندیم.

خوبی لیگ امسال این است که در هفته دهم فاصله بین تیم ششم تا شانزدهم لیگ تنها دو امتیاز است و این نشان می دهد که تنها یکی دوهفته غفلت یا تلاش مضاعف می تواند سرنوشت تیمی را از این رو به آن رو بکند.تا اینجای کار تنها پیش بینیهایی که می توان کرد این است که به احتمال زیاد پرسپولیس و سپاهان به دسته اول سقوط نخواهند کرد!(خیلی زحمت داشت این پیش بینی؟)حتی در مورد مدعیان قهرمانی نیز نمی توان به خوبی اظهار نظر کرد.سپاهان و پرسپولیس تا اینجای کار بازیهای کم افت و خیز و خوبی را برگزار کرده و از عنصر شانس هم نهایت بهره را برده اند(مخصوصا سپاهان که در چند بازی در دقایق تلف شده بازی به گل برتری رسیده).به نظر من سوای حوادث فوتبال داشتن شخصیت تیمی و آمادگی روانی برای کسب قهرمانی در چنین تورنمنتهایی به کمک تیمهای بزرگ می آید.سپاهان با نتایج خیره کننده ای که در سالهای اخیر در مسابقات آسیایی کسب کرده به این باور و اعتقاد رسیده که به یکی از قطبهای فوتبال مملکت تبدیل شده و همین باور کمک می کند تا در روزی که خوب هم بازی نمی کند در مقابل تیمهایی مثل راه آهن یا ملوان بازنده نباشد.و برعکس همین ملوان و راه اهن که سالها برای بقا در لیگ جنگیده اند علی رغم داشتن تواناییهای غیرقابل انکار در زمین برای سازگار شدن با شرایط جدید جدول و نتیجه نیازمند زمان و تمرکز هستند که باعث می شود در لحظات سرنوشت ساز آن کیفیت لازم را برای حفظ نتیجه به دست آمده به نمایش نگذارند .البته ملوان تیمی است که با مربی جاه طلبش کم کم دارد میل به برتری جویی را در خودش تقویت می کند و اگر دچار مشکلاتی از قبیل مصدومیت و بحران مالی و مدیریتی نشود می تواند جزو پنج تیم اول لیگ باقی بماند. اگرچه ملوان به لحاظ شکل بازی تفاوت چندانی با ملوان سالهای قبل ندارد اما پختگی و هماهنگی بازیکنانش باعث می شود تا بتوانند بهترین سود را از این شیوه بازی ببرند.خط میانی این تیم مانند تیم 3-4 سال پیش ابومسلم که از تیموریان,جباری و بادامکی تشکیل می شد یکی از بهترین خطوط میانی لیگ است.مازیار زارع و رضا نیک نظر احیا شده در دو سه بازی که من از این تیم دیدم در مقابل هیچ تیمی کم نیاوردند.به نظر من این تیم روز پنجشنبه قبل از رویارویی با پرسپولیس باید با خودش مبارزه کند و اگر همه بازیکنان این تیم بتوانند از لحاظ روانی در شرایط مطلوب قرار بگیرند بعید نیست تا روز پنجشنبه یکی ازدوخط تیره باقی مانده لیگ هم پرشده و افسانه اژدهای سرخ بعد از بیست هفته بدون باخت در لیگ برتر به انتها برسد.از طرفی پرسپولیس که کم کم همه نقشه هایش برای تیمهای دیگر رو شده باید از این به بعد دنبال راههای تازه برای رسیدن به دروازه حریفان باشد. استفاده بیشتر از قدرت شوت زنی بازیکنان توانایش ,جابه جایی حسین بادامکی و نیکبخت یا بازی دادن به بازیکنانی مثل احسان خرسندی و فراز فاطمی شاید از جمله این ترفندها باشدکه در روز پنجشنبه گره کار را باز خواهد کرد.

استقلال اهواز انقدر تیم خوبی هست که بتواند بدون دردسر پگاه گیلان را از میان بردارد.فقط حیف فیروز کریمی که در اهواز کار می کند.استقلال اهواز اگر بتواند به آرامش برسد تا اخر فصل می تواند مدعی باقی بماند و چه بسا در یکی دو سال آینده قهرمان لیگ برتر باشد.ولی اینطور که به نظرمی رسد بعید است به این زودیها در اهواز ارامش برقرار شود.پگاه هم با 3گل زد ه تا اینجای کار یک رکورد جالب از خودش به جا گذاشته.در واقع اگر بازی ذوب آهنش را کنار بگذاریم در 9بازی فقط یک گل زده!

بازی پاس همدان و راه اهن هم یکی دیگر از تساویهای لیگ خواهد بود. تیم پاس یکی از پرافت و خیزترین تیمهای لیگ برتر است که با توجه به روحیه ناپایدار سرمربی و وجود مدیر فنی و کادر عجیب غریب و نقل و انتقالات عجیبتر چندان این نتایج دور از ذهن نیست.اگر در یکی از بازیهای باقیمانده لیگ مثلا ده گل به سپاهان زد یا همین مقدار از پگاه خورد اصلا جای تعجب ندارد.در مقابل راه اهن با اکبر میثاقیان دارد کم کم جای تیمهای ذوالفقارنسب را پر می کند و لقب سلطان تساویها را به خودش اختصاص می دهد.فکر می کنم هنوز بازیکنان راه اهن فکر می کنند مساوی اخرین کاری است که از دستشان بر می اید.همینطور پیش برود به زودی تعداد تساویهای راه آهن دو رقمی خواهد شد.

بازی شیرین فراز و صبادر روز جمعه را به نفع صبا پیش بینی میکنم.هنوز زود است صبا به باختن عادت کند و از کورس عقب بماند.باختهای صبا بماند برای نیم فصل دوم که تیمهای دیگر اماده تر می شوند.

ذوب اهن با انتخاب جورجویچ اشتباه بزرگی را مرتکب شد وبابرکناری اش اشتباه دیگری را.این هفته هم در مقابل پیکان نتیجه ای بهتر از تساوی نخواهد گرفت و تا نیم فصل فانوس به دست خواهد ماند.ولی بعید است این تیم به دسته پایین تر برود.

قناریهای لیگ این هفته به هم می رسند.با برد هفته پیش در مقابل سایپاحالا کی جلودار این ابادانیهاست؟فکر میکنم سپاسی کمی خسته باشد و ابادانیها زیادی با روحیه و هردو تیم لیاقت باخت در این بازی را دارند.البته تیم صنعت نفت همانطور که قبلا هم اشاره شد رفته رفته بهتر و روان تر بازی می کند ونتایج بهتری می گیرد.در واقع تداوم کار ابراهیم قاسمپور واضافه شدن بازیکنان برزیلی که انصافا بازیکنان خوبی هستند باعث شده تا از تیمهای فانوس به دست فاصله بگیردو باروحیه بهتر و استرس کمتری به بازیها ادامه بدهد.از طرفی مقاومت سپاسی هم وقتی در میانه جدول قرار می گیرد و با تیمهای بزرگ بازی ندارد انگیزه چندانی برای نتیجه گرفتن ندارد و مفت امتیاز می دهد.

بازی ابومسلم و استقلال که احتمالا با استقبال خوب تماشاچیان همراه شود در صورتی که با نتیجه نگرفتن استقلال (که بسیار محتمل است)همراه باشد می تواند زمینه محرومیت دوباره حضور تماشاچیان در بازیهای اینده را همراه داشته باشد.ابومسلم که اولین بازی اش با پرویز مظلومی را تجربه می کند به طور سنتی عادت کرده که در استادیوم آزادی باید به بازی دفاعی و تخریبی و حتی ضد فوتبال روی بیاورد.این تیم اگر یک نیمه دوام بیاورد و گل نخورد می تواند با استفاده از سرعت دنی اولروم و قدرت سرزنی بازیکنانش تیر خلاص را به استقلال شلیک کند.اگر ابومسلم کمی با جرات بازی کند توانایی این را دارد تا برنده این بازی باشد.در عوض اگر بخواهد به بازی تاخیری و اصطلاحا ضد فوتبال روی بیاورد از همین الان بازنده است.

 



 
کاریکلماتورهایی از پرویز شاپور
ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ آبان ۱۳۸٦  

_از وقتی زمینگیر شدم ,در سکوت صدای پایم اش می ریزم

_قطره بارانی که سنگ کلیه دارد زودتر از بقیه به زمین می رسد

_پایم آنچنان درد می کند که گویی چند قدمی بیشتر با زمینگیر شدن بیشتر فاصله ندارم

_عصای پیری نمی گذارد دست خالی به خانه برگردم.

_ضربان قلب ,یستارگان اسمان هستی هستند

_باقی مانده ام به حالم اشک می ریزد.

*اينجورياست ديگه ،يعنی کم اوردی رفتی قرض گرفتی

 



 
 
ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ آبان ۱۳۸٦  

دربيشعوری موتورهای جستجو همين بس که يکی از شايعترين جملاتی که دوستان بيکار با جستجويش به اين وبلاگ رسيده اند((عکس ادمهای دهاتی)) بوده است.در صورتی که بايد موتور جستجو انها را به اينجا هدايت می کرد.

پ.ن:دارم برات!