سی و یک اسفند

زندگی پزشکی فوتبال اعتیاد تکنولوژی

 
داموس الملک
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ دی ۱۳۸٩  

دو سه روزی نیستم و پیش بینی بازی بعدی ایران باشه برای بعد بازی!تو این فرصت هر سوالی در مورد جام ملتها و تحلیل و پیش بینی داشتین بپرسین که وقتی برگشتم پیش بینی کنم



 
این ملت خوشحال
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٩  

این روزها بساط تعریف و تمجید از تیم ملی ایران حسابی داغ است.روزنامه های ورزشی تیتر میزنند((فتح کره با امپراطور!)) یا ((صعود شیرین شیرها!))

انگار نه انگار که همینها تا دیروز قطبی را پولکی و سیاه کار و دلال و هزار و یک چیز دیگر خطاب میکردند و ساعتشان را کوک کرده بودند تا زمان حذف ایران حمله همه جانبه شان را شروع کنند.همانطور که در این یکسال نقدها به تیم ملی اکثرا غیرمنصفانه و بعضا مغرضانه بود این شادیها و تشویقها هم بی پشتوانه و سودجویانه است.ورزشی نویسهای ما مدام از بازیکنان فوتبال ایراد میگیرند که احساسی بازی میکنند اما خودشان غیرمنطقی ترین و احساسی ترین رفتار و سیاست را دارند.بی جهت نیست بازیکنی مثل جواد نکونام سفره دلش را پیش روزنامه های خارجی باز میکند و از دشمنی و عناد مطبوعات ایرانی مینالد.اگر به آرشیو شش ماهه گذشته نگاه کنید میبینید از بین کارشناسان و مربیان سرشناس فوتبال کشور حتی یک نفر هم نبود که با خوش بینی به این تیم نگاه کند.بعضیها که پارا از این فراتر هم گذاشته و از فحش و بدوبیراه هم مضایقه نمیکردند.مثال روشنش همان برنامه ورزش از نگاه دو بود که کارشناس برنامه با عجله گفت((ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست)).حالا با دو برد چه اتفاقی افتاده که قطبی دلال دوباره امپراطور دل شیرها شده؟اتفاقی که بارهاو بارها برای سایر مربیان ایران هم افتاده.دایی,برانکو,ایویچ ,پروین,مایلی کهن و ...کسانی بودند که در زمان حضورشان زیر بار بیشترین انتقادات بوده اند و وقتی رفتند خیلی زود دل ورزشی نویسان برایشان تنگ شد.و متاسفانه این قصه کماکان ادامه خواهد داشت.بی مبالاتی و بی اخلاقی اهل رسانه و احساسات متغییر مردم بازهم باعث شکاف و سوتفاهم بین بازیکنان و مربیان با رسانه ها خواهد شد و این چرخه معیوب همچنان باعث درجازدن ما میشود.

یک نکته دیگر هم اگر نگویم خفه میشوم و آن هم افاضات رئیس فرصت طلب سازمان ورزش است که بعد دو برد سریع جلوی دوربینها ظاهر میشود و میگوید  ((این بردها برنامه ریزی شده بود)) که یعنی همه بفهمند ما این پیروزیها را به دست اوردیم و نه کس دیگری.همین جناب زن بابای ورزش(که جایگزین پدر ورزش شده) وقتی تیم جوانان و نوجوانان و امید شکست خوردند نفرمودند برنامه ریزیشان را چطور انجام دادند و حالا که میلیمتری کره شمالی را بردیم برنامه دانشان گل کرده



 
جام ملتها6
ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ دی ۱۳۸٩  

این چند روزی که نبودم فرصت نشد تحلیل پیش از بازی ایران و کره شمالی را بنویسم و به همین دلیل برعکس بازیهای قبلی بینندگان تلوزیونی از قبل نمی دانستند نتیجه بازی چند چند خواهد شد و استرس زیادی داشتند.البته برای بازیهای بعدی سعی میکنم حتما نتایج را پیش بینی کنم تا اینقدر سختی نکشید.

از شوخی گذشته بازی بسیار سختی بود.واقع بین هم باشیم باید بگوییم کره شمالی بهتر از ایران بازی کرد.ولی این حد نهایی بازی کره بود.سیستم و سبکی که کره برای پیشرفت از چند سال پیش شروع کرده با این بازیکنان و ساختاری که دارد خیلی بهتر از این نخواهد شد.کره شمالی در بازی گروهی و دوندگی و پوششها بسیار با نظم و متحد عمل میکند.اما کمبود خلاقیت در میانه میدان و خط حمله و همچنین پایین بودن میانگین قدی در خط دفاع مشکلات عمده این تیم هستند.کره با نگرش خوبی به بازی ایران آمده بود و با بستن گوشه های زمین راه نفوذ بازیکنان سرعتی ایران را بسته بودند.به این ترتیب تک مهاجم ایران عملا خالی از خطر شده بود و در اکثر دقایق بازی کاری مهمتر از دوندگی در خط دفاعی حریف و جلوگیری از بازیسازی دفاع حریف انجام نداد.در عین حال دوندگی و پرس کره در میانه زمین در طول نود دقیقه که فراتر از سطح اسیا انجام شد عملا خط میانی ایران را هم از چرخه مسابقه خارج کرد.سیستم تخریبی بازی کره شمالی بازی را از حالت زیبای آن خارج کرد و بیشتر دقایق بازی به پاسهای عرضی بازیکنان ایران در خط دفاعی و بازی مستقیم از دفاع به حمله و در گیریهای نفر به نفر گذشت.ضمن اینکه داور سختگیر بحرینی با سوتهای پرشمارش نقش عمده ای در خراب کردن بازی داشت.در سمت دیگر ایران هم شناخت خوبی از کره شمالی داشت و برای خنثی کردن تاکتیکهایشان به خوبی توجیه شده بود.ایران نسبت به بازی قبلی چهار تغییر در ترکیب تیمش داشت که عمده آنها به دلیل سرماخوردگی بازیکنان اصلی اش بود ولی تغییر تاکتیک و آزمون و خطا هم در این تغییرات بی تاثیر نبود.حضور نود دقیقه ای کریم انصاری فرد یکی از تغییرات آزمون و خطای قطبی به نظر میرسد.قطبی برای مهاجم نوکش هنوز به قطعیت نرسیده.هرچند استفاده از غلامی دونده و جنگنده و کریم انصاریفرد سر زن و سرعتی در این بازی انتخابهای درست و قابل توجیهی بودند.در خط میانی اندو تیموریان اگر دچار مصدومیت نمیشد قطعا انتخاب اول قطبی برای این بازی بود اما پژمان نوری هم انصافا خوب دوید وبه همه جای زمین سرک کشید و نشان داد ایران واقعا در این پست بهترین تیم آسیاست.تنوع خصوصیات بازیکنان ایران و هم سطح بودن تعداد زیادی از آنها یک فرصت مغتنم برای هرتیمی است که در تورنمنتهایی مثل جام ملتها بازی دارد.در واقع این مسابقات میتواند فصل جدیدی از فوتبال ایران باشد که از تکیه بر ستارگان پیشین به سمت داشتن تیمی می رود که بود و نبود یکی دو ستاره تاثیر چندانی در روند حرکتی تیم نخواهد کرد و مربی تیم میتواند با خیال راحت دست به تغییرات تاکتیکی در هر بازی بزند.یکی از دلایل مهم این تغییر پیشرفت فوتبال ایران در سطح باشگاهی و تربیت نسل جدیدی از بازیکنان است.کریم انصاریفرد,خلعتبری ,رضایی,حاج صفی,غلامی ,حیدری و ....نمونه ای از بازیکنان پرورش یافته در باشگاههای ایران در طی چند سال اخیر هستند که امروزبرای حضور در ترکیب اصلی تیم به سختی با هم رقابت میکنند.برای این بازی ایران تاکتیکهای ضد پرس را به خوبی انجام داد و با عرض دادن به بازی و پاسهای قطری وبازی مستقیم سعی داشت خط میانی دونده کره را از روند بازی خارج کند که البته در انجام این تاکتیک چندان موفق نبودند.در کل ایران در روزی که از حریف بهتر نبود اما کمتر اشتباه کرد توانست سه امتیاز حساس را بگیرد و با خیال راحت به مرحله بعد صعود کند.از حالا ایران فقط یک بازی خیلی مهم دارد و آن هم تک بازی مرحله حذفی است.در بیست سال گذشته ایران همیشه در این مرحله به کره جنوبی خورده و یک در میان این بازی را برده و باخته.جالبی قضیه اینجاست در سالهایی که ایران قبل از شروع مسابقات امیدوارتر بوده و باسلام و صلوات به این مسابقات رفته این بازی مهم را باخته و با فاجعه در رسانه های داخلی مواجه شده اند.برعکس در سالهایی که کمترین امیدی به ایران بوده برد در مقابل کره و حضور در جمع چهارتیم پایانی(که به سوم شدن ایران می انجامید)یک موفقیت بزرگ محسوب میشد.بی جهت نبود که امیر قلعه نویی چهارسال پیش میگفت اگر ان ضربه علی کریمی زودتر به توپ میخورد و گل میشد نظرات 360 درجه عوض میشد!البته اینطور که از اوضاع و احوال برمی اید قرار نیست ایران حریف کره جنوبی باشدو به احتمال زیاد(منظور ان شاءا... بود)این بازی می ماند برای فینال.



 
جام ملتها5
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٩  

خوشحالم که خوش بینی ام در مورد تیم ملی ایران بی دلیل نبود و ایران در روز اول مسابقات یکی از سخت ترین بازیها رو در روز اول با موفقیت پیروز شد.البته بازی ایران به آن خوبی که باید نبود و در ادامه بهتر از این هم میتواند باشد.تیم عراق از چند نظر قدرترین حریف ممکن برای بازی اول بود.اولا که عراقیها به خوبی تک تک بازیکنان ایران را میشناختند و در ثانی به عنوان مدافع عنوان قهرمانی به این مسابقات آمده بودندکه اولین بازی را سخت تر میکرد.در تیم قطبی ایمان مبعلی یک سورپرایز خوشحال کننده بود.ترکیب ابتدایی بازی یکی از ایده ال ترین ترکیبات ممکن برای ایران بود.شخصا با سابقه ای که از علائق قطبی دیده بودم فکر نمیکردم ایمان مبعلی را به عنوان یکی از سه هافبک پشت مهاجم به بازی بفرستد.ولی قطبی به هر دلیل این کار را کرد و مزدش را گرفت.در واقع ایمان مبعلی حلقه گم شده خط میانی ایران بود.جایی که دو هافبک دفاعی قدرتمند مثل نکونام و اندو و دو هافبک مهاجم سرعتی مثل شجاعی و رضایی را به هم وصل میکرد و بابازیسازی و استفاده از ضربات ایستگاهی وزن تیم ایران را سنگین تر میکرد.انتظار داشتم طبق معمول پژمان نوری در این پست بازی کند که خوشبختانه این اتفاق نیفتاد و قطبی نشان داد بازی خوانی خوبی دارد و براساس قدرت حریفان ترکیب اصلی اش را میچیند.درمقابل عراقیها ضعف ایران در جناحین را به خوبی تشخیص داده و میخواستند ازهمان نقطه حمله کنند.ضعفی که با بازی کردن نصرتی به جای خسرو حیدری هم چندان بهبود نیافت و همچنان پاشه آشیل ایران مانده.ضمن اینکه مدافعان میانی ایران هم چندان در فرم ایده الشان نبودند و اشتباهات فردی و سردرگمیشان میرفت تا کار دست تیم بدهد.روی هم رفته تدابیر تاکتیکی قطبی در این دیدار و تغییراتی را که در نیمه دوم داد پسندیدم.یکی از کارهایی که میشد انجام داد اوردن خلعتبری به جای غلامی و گذاشتن مسعود شجاعی در نوک حمله بود که شاید در بازیهای بعد شاهد این اتفاق باشیم.ضمن اینکه علی رغم نظر برگزار کنندگان مسابقه به نظر من بهترین بازیکن زمین آندو تیموریان بود و نه ایمان مبعلی.ایمان اگرچه حضور غیرقابل پیش بینی داشت و با سانترهایش چندین بار ایران را در آستانه گل زدن پیش برد اما دوندگی و جنگندی اندو که فرصت بازیسازی را از حریف گرفت و حضور مثبتش در حرکات هجومی تیم او را در حد یک سوپر بازیکن موثر نشان داد.نکته مهم دیگر اینکه تیم ایران نیاز دارد تا در بازیهای بعدی جواد نکونام آماده تر و فعال تری را در زمین ببیند.هرچند بازی جواد در همین حد هم قابل قبول بود اما انتظارات از کاپیتان لالیگایی ایران بسیار بیشتر است.اگر جواد و اندو روی فرم باشند هیچ تیمی در آسیا حریف خط میانی ایران نخواهد بود.



 
جام ملتها4
ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٩  

بازی عربستان و سوریه را دیدم.سراشیبی عربها قابل پیش بینی بود اما قدرت دوندگی و جسارت سوریها بیش از پیش شده.سوریه به خوبی تیم حریف را می شناخت و راههای نفوذ ش را بسته بود.هرچند دو گل را با خوش اقبالی و شبیه هم زد اما این نتیجه شایسته تیمی بود که بهتر دوید و بهتر توپ را دواند.این عربستانی که امشب دیدم یک لقمه چرب و نرم برای ایران بود.واقعا اگر در مراحل بعدی (مثلا نیمه نهایی)عربستان به پست ایران بخورد هیچ دغدغه ای بابت برد نباید داشته باشیم.دفاع بلند قامت و مهاجمان سرعتی کناری مثل خلعتبری و رضایی و مزایای دیگر که به وقتش خواهم گفت قادر هستند درس بزرگی به این تیم بدهند.صحبت به اینجا رسید وقتش است توضیح بدهم چرا به اینده ایران در این جام خوش بین هستم.اولین دلیل اینکه همه بدبین هستند!یعنی وقتی تیمی با کمترین امید راهی مسابقات میشود حتی یک موفقیت نصفه و نیمه هم میتواند برایش دستاورد بزرگی باشد.مثل سوم شدن ایران در امارات و چین که هیچ کس به این تیم دل نبسته بود.درثانی هرطور که نگاه میکنم میبینم این تیم به لحاظ مهره وساختار چیزی برای قهرمانی کم ندارد.البته که این یک تیم رویایی و در حد تیمهای خوب جهان نیست اما عجالتا با حریفانی از اسیا روبه روست که دست کمی از خودش ندارند.یک دلیل این بدبینیها شاید مقایسه این تیم با تیم چهارسال قبل است که پر از بازیکنان لژیونر بود و راه به جایی نبرد و به نظر می رسد حالا که از آن جمع ستارگان کمتر بازیکنی در این جام حاضر است باید ضعیفتر شده باشیم.اما این استدلال از چند جهت نقص دارد.اولا که لیگ ایران از چهارسال پیش به مراتب قدرتمندتر و ثروتمندتر شده است و بازیکنان حاشیه خلیج فارس به دلایل مختلف به ایران بازگشته اند.در ثانی به علت عدم صعود ایران به جام جهانی عملا راه اروپا برای ایرانیان بسته شده است و به همین دلیل الان لژیونر کمتری داریم و نه به دلیل ضعف بازیکنان.در عین حال حضور اکثر بازیکنان در لیگ ایران فی النفسه برای تیم یک فرصت است تا هماهنگی بدنی و ذهنی زودتر برای تیم شکل بگیرد و فرصت اماده سازی بیشتری در اختیار مربیان تیم ملی باشد.

یکی از نقاط قوت ایران این است که در حساس ترین پستها بهترین بازیکنان را دارد.در درون دروازه مهدی رحمتی بی شک بهترین ملی پوش ایران در دو سال اخیر بوده است که بالاخره جای خالی عابدزاده را پر کرده.در مرکز میدان هم جواد نکونام در اوج امادگی و پختگی به تنهایی به اندازه دو بازیکن در زمین تاثیرگذار است و عملا ریتم حرکت تیم را مثل یک رهبر ارکستر در دست دارد.جواد هم در حمله و هم در دفاع عالی است و به خوبی میتواند سرعت بازی را کم و زیاد بکند.در کنار اینها بازیکن فرصت طلب و رو به رشدی به نام خلعتبری برگ برنده مربی تیم است که میتواند به خوبی از فضاهای کناری زمین استفاده کند و در زمانهایی که تیم در حمله با کمبود نفرات مواجه است این نقیصه را با دوندگی و هوشش جبران کند.در دفاع وسط هم که سالها پاشنه اشیل ایران بود قطبی به واسطه دست و دلبازی و اینده نگری سپاهانیها نگرانی خاصی ندارد.هماهنگی خط دفاعی و دروازه بان تیم شانسی است که نصیب کمتر مربی در تیم ملی میشود.در واقع می توان بزرگترین نگرانی و نقطه ضعف تیم ایران را در دفاعهای کناری جستجو کرد که از اتفاق ضعف کوچکی هم نیست و اگر حریفان روی این نقاط ضعف کار کنند تیم دچار مشکل بشود.قطبی یک لشگر از بازیکنان تخصصی و مناسب این پستها از جمله کعبی,اشجاری,محمد,زنیدپور,محمدحسینی وابوذر رحیمی را به تیم دعوت نکرد تا مجبور باشد از معدود گزینه های موجود یعنی نصرتی و حیدری و حاج صفی استفاده کند.مخصوصا در جناح چپ که به شدت فقر بازیکن در این جناح مشاهده میشود.البته پژمان نوری به مثابه آچارفرانسه اماده است تا در هرکدام از پستهایی که سرمربی نیاز به تغییر دید بازی کند.اما اینکار با وجود بازیکنان خوبی که در ایران ماندند چندان عاقلانه به نظر نمی رسد.در خط میانی ایران هیچ مشکلی نباید داشته باشد.حضور جواد نکونام و اندو اماده نقطه قوت ماست.در جلوی اینها معمولا سه هافبک با خصوصیات هجومی بازی میکنند که پرترافیک ترین و پرتغییر ترین پست و محل انجام تغییرات تاکتیکی مربی است.حضور مسعود شجاعی که تقریبا قطعی است و از بین پژمان نوری,خلعتبری,رضایی و ایمان مبعلی معمولا دوتایشان درمیدان حضور خواهند داشت که بسته به سبک بازی حریفان ممکن است تغییر بکنند.در نوک حمله هم اگرچه هنوز بازیکنی در اندازه علی دایی در فوتبال ملی ایران پیدا نشده اما انصاریفرد,نوروزی و غلامی بسیار با انگیزه و مناسب هستند.از بین این سه شخصا سبک و استیل رضا نوروزی را برای مهاجم نوک میپسندم.اما تجربه و شعور بازی کریم انصاریفرد که علی رغم سن کم به یک بازیکن استاندارد تبدیل شده است کماکان  اورا کاندید نوک حمله ایران میکند.کریم اگر همین روند را داشته باشد و بتواند در این جام خوش بدرخشد در یکی دوسال اینده میتواند در یکی از تیمهای خوب اروپایی توپ بزند.

میبینید تیم ایران روی هم رفته تیم خوبی است که اسکلت تیم چندسال است درکنار یکدیگر بازی کرده اند و الان در سطح خوبی از امادگی و هماهنگی هستند ودلیلی ندارد این تیم را از همین الان ناکام بدانیم.پیشرفت سایر تیمها هم بیشتر در سطح تیمهای درجه دو اسیا بوده است و در بین مدعیان کمتر تیمی است که انقدر پیشرفت چشمگیری داشته باشد که دور از دسترس باشد.یکی از دلایلی که این نگرش منفی شکل گرفته سابقه ایران در مسابقات جام ملتهاست و دیگری که شاید مهمتر باشد احساسات منفی است که از سرمربی تیم و فدراسیون در ذهن مخاطبان شکل گرفته.در واقع خیلی از ما چون این تیم را دوست نداریم تیم حقیرتر ومشکلاتش پیش چشممان پررنگ تر میشود.به نظر من هم تیم ایران بدون علی کریمی!همیشه زشت تر است.اما واقعیت این است که این تیم بدون کریمی تیم بهتری است و همانقدر که هشت سال پیش شانس صعود داشت و تا نیمه نهایی رسید الان هم دارد و من به عنوان یکی از معدود طرفداران خوش بین این تیم امیدوار روزهای بهتر هستم



 
جوانه در زمستان
ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٩  

بی مبالاتی و بی فرهنگی راننده هایی که اتومبیلشان را هرجا رسید پارک میکنند یک مشکل عمومی ساختمان ما و همسایگان است.منتها هرکدام از آنها راهکار متفاوتی برای حل این مشکل دارند.مثلا من به روشهای نظامی و قهرالود اعتقاد دارم و فکر میکنم این حرکت راننده ها از شخصیت ضداجتماعی و دور از تمدنشان نشات گرفته و کمترین مجازات برایشان پنچر کردن بیش از یک لاستیک یا کوبیدن سپر ماشین به در و دیوار ماشینشان است.منتها حضرت ابوی برعکس بنده قائل به مدارا و برخورد فرهنگی هستند.عکسی که اینجا مشاهده میکنید کاغذی است که امروز قاطی قبضها از لای در افتاده بود داخل.دستخط نوشته اول مطمئنا متعلق به ابوی است و خط انتهایی هم حتما مال راننده ای که دو سه روز پیش راه خروج از منزل را بند آورده بود.اگر یکی این خاطره را از بلاد فرنگ نقل میکرد همه میگفتیم ببین چه مردم بافرهنگی هستند.در حالی که همینجا بغل گوشمان یک مشکلی که غالبا به دعوا و یقه گیری منجر میشود را میشود با گفتگو حل کرد.

پ.ن:دقت کنید چقدر نقش عنصر تربیتی خر کردن در این نوشته ابوی پررنگ است



 
جام ملتها3
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٩  

بازی چین و کویت خیال بقیه حریفان را راحت کرد که از این گروه بخاری بلند نمیشود.گروه سوم با حضور استرالیا و کره جنوبی تقریبا تکلیفش روشن است.این تقریبا را گذاشتم برای باد دماغ کانگروها که همیشه طوری در آسیا قدم میزنند که انگار از مریخ امده اند.حالا خوبه تا حالا هیچ غلط قابل به عرضی هم در این قاره نکرده اند که اینقدر ادعایشان میشود.استرالیا شاید پرمهره ترین تیم مسابقات باشد اما به قدر کافی انگیزه و تمرکز برای موفقیت ندارد.ضمن اینکه با وجود هند که تقریبا یک رقیب از پیش باخته برای همه است بازی مستقیم استرالیا و بحرین در اخرین روز نقش تعیین کننده خواهد داشت.ضمن اینکه هند بالقوه شانس شگفتی افرینی در این گروه را دارد.این تیم اگر بتواند یک امتیاز از استرالیا یا بحرین بگیرد روز اخر با کره جنوبی بی انگیزه و صعود کرده بازی خواهد داشت.فکرش هم برای خندیدن به ریش بحرینیها و کانگروها لذت بخش است.

خوب حتما تا الان کاسه صبرتان لبریز شده و میخواهید بدانید نظر بنده در مورد تیم ملی ایران چیست و چه نتیجه ای را برای این تیم پیش بینی میکنم؟خوب هنوز هم باید صبر کنید.به زودی با تحلیلی جامع از تیم ایران و پیش بینی شانس این تیم برای فتح جام در خدمتتان هستم



 
جام ملتها2
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ دی ۱۳۸٩  

واقعا نمیدانم چرا صدا و سیما برنامه ای برای پخش بازیهای جام ملتهای آسیا ندارد.وقتی مسابقات مشابه اروپایی در ایران پوشش تصویری دارد چرا نباید بازی حریفان همسایه خودمان را در تلوزیون ببینیم؟این را اضافه کنید به دیگر عجایب و غرایب جهان سومی جام که کار ما را سخت تر میکند.البته آن طور که به نظر میرسد قرار است امروز بازی کویت و چین از شبکه سوم پخش مستقیم بشود.در این گروه به نظر میرسد ام تیمها از شانس یکسانی برای صعود برخوردار باشند.میزبان را حتی در صورت باخت اول نباید ناامید دانست.ازبکستان هم با سرمایه گذاری که این چند ساله روی فوتبالش انجام داده و بازیکنان قدرتمندی که دارد باید شانس اول سرگروهی دانست.کویت هم تیمی نسبتا جوان دارد که در غیاب همیشگی ایران قهرمان مسابقات جام خلیج فارس شده و برای صعود دندان تیز کرده.می ماند چین که از همین الان گفته ما فقط برای کسب تجربه امده ایم.اما نباید حرفش را زیاد جدی گرفت.چینیها از ساختار خوبی در ورزش بهره میبرند و جزئی از روند رو به رشد فوتبال قاره هستند.ولی روی هم رفته همان ازبکستان و قطر را برای صعود به مرحله بعد کاندیدا میکنم.نکته ای که اینجا مهم است تاثیر نتیجه بازی چین برای صعود سایر تیمهاست.ازبکستان با توجه به قدرت بدنی بالا و سرعت بازی علی القاعده باید در مقابل چین راحت تر از دو حریف دیگر باشد.و ان وقت بازی مستقیم بین قطر و کویت است که تکلیف تیم دوم گروه را مشخص خواهد کرد.

در گروه دوم از همین الان عربستان سعودی و ژاپن برای مرحله بعد برنامه ریزی میکنند.سوریه و اردن هیچکدامشان در حدی نیستند که بتوانند مزاحمتی برای این دوتیم ایجاد کنند.بخصوص ژاپن که بخت نخست قهرمانی در این دوره از مسابقات است.سرعت رشد فوتبال ژاپن را شاید بتوان با سرعت رشدشان در خودروسازی مقایسه کرد و اگر به همین سرعت ادامه بدهند تا یکی دو دوره دیگر شاید فقط با بازیکنان آماتورشان به این جام بیایند و در مقابل تیمهایی مثل ایران جشنواره گل راه بیاندازند.البته خوشبختانه هنوز تفاوتها تا آن حد چشمگیر نیست و میتوان در مقابل این تیم به اتفاقات فوتبال امیدوار بود.عربستان اما حال و روز چندان خوشی ندارد و تنها اعتماد به نفس و سابقه خوبشان انها را به عنوان شانس مسلم صعود از این گروه معرفی کرده.برای عربستان در ادامه این مسابقات شانس زیادی را قائل نیستم.



 
جام ملتهای آسیا1
ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ دی ۱۳۸٩  

مسابقات جام ملتهای آسیا فردا با بازی قطر و ازبکستان شروع میشود.ما هم که همیشه دنبال این اتفاقات خبرساز هستیم تا خودمان راقاطی کنیم و با پیش بینیهای علمی تخیلیمان اسباب مزاح شما را فراهم کنیم.یک مشکلی که من با این مسابقات دارم این است که تقریبا همه تیمها ناشناخته هستند و تا تمام شدن دور اول مسابقات نمی توانم براورد درست و حسابی از قدرت تیمها داشته باشم.یک علتش این است که بازیکنان اسیایی کمتر در باشگاههایی که بازیهایشان پخش مستقیم میشود بازی میکنند و از طرفی روند حرکتی و رشد تیمهای آسیایی معمولا از روال منطقی پیروی نمیکند.تیمهای عربی به دلایل مختلف هرچندوقت یکبار حرکتی در تیم ملی فوتبالشان میدهند و دوباره در مسیر سراشیب قرار میگیرند.نمونه قدرتمندش تیم عربستان سعودی است که با یک نسل درخشان آنقدر ادامه میدهد که بازیکنان سالخورده اش مثل زردآلوی رسیده یکی یکی بیفتند.از طرفی تیمهای حساب کتاب دار مثل کره و ژاپن نگاهشان مسابقات جام ملتها معمولا سرمایه گذاری و آماده سازی برای رقابتهای جام جهانی است.تیمهای آسیا میانه مثل ازبکستان هم گاهی آنقدر قوی هستند که هیچ تیمی حریفشان نیست و گاهی به هیچ حریفی نه نمیگویند.در قاره ای که نود درصد کشورهایش جهان سومی هستند پیش بینی کار خنده دار و احمقانه ای است و به همین دلیل بهترین فرصت است تا من این پیش بینیها را انجام بدهم.ولی برای اینکه این پیش بینیها را بخوانید باید صبر کنید تا من اطلاعاتم را از تیمهای حاضر تکمیل کنم



 
یعنی کار کی میتونه باشه؟
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٩  

نمره بیست انشا و زیباترین صحنه لیگ برتر را از طرف خودم میدهم به تیم شاهین بوشهر بابت بیانیه ای که در مورد سعید بخشی زاده داده اند.شاهینیها پیشتر از این بابت قضاوت همین داور صدمه بزرگی خورده بودند.انها میتوانستند وقتی از زمین خوردن این ادم مطمئن شدند چند لگد دیگر هم نثارش کنند تا دلشان خنک بشود.اما با نامه قشنگشان دل شکسته ای را کمی شاد کردند.ادمها در این موقعیتها بیشتر به حمایت و شادی نیاز دارند تا وقتی از پیروزی و فتح شادمان هستند



 
اتوبیوگرافی2
ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٩  

این بابانوئل هم شانس اورد من ارمنی به دنیا نیومدم.وگرنه دیشب یا مرده بود یا تا صب مجبور بود جورابام رو بشوره