سی و یک اسفند

زندگی پزشکی فوتبال اعتیاد تکنولوژی

 
قهوه تلخ برقی
ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٩  

اقای مهران مدیری!میدونم که این وبلاگ رو میخونی.پس لطفا این دفعه توضیح بده که این مستشارالملک لب تاپشو تو کدوم پریز میزنه تا شارژ بشه؟



 
بلند فکر کردنهایم را نخوانید
ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٩  

خودم هم نمیدونم چرا نمینویسم.همینطور که هیچوقت نفهمیدم چرا مینویسم.یعنی فکر میکردم نوشتن رو دوست دارم.از وقتی یادم میاد نوشته ام.اغلب تنها برای خودم و از این کار لذت برده ام.پس چرا ادمی که با نوشتن ارضا میشود و احساس خوبی پیدا میکند میلی به نوشتن ندارد؟شاید از همیشه طبیعی ترم و عقده های کمتری دارم.اما نیستم!احساس سلامت زیادی ندارم.حداقل بیشتر از گذشته این احساس را ندارم.میپرسه چرا برای سپید دیگه نمینویسی و من فقط نگاش میکنم!خودم هم نمیدونم.تنبلی؟همیشه تنبل بوده ام.بی انگیزگی؟هیچوقت انگیزه خاصی نداشتم.بی سوژه هم نیستم.همین که هی ساکت میشوم و یک دفعه میگم: ((نچ!))یعنی داشتم تو فکرم مینوشتم و خط میزدم.ولی نه رغبتی به قلم برداشتن میکنم و نه میلی به تایپ کردن دارم.همین افکار احمقانه همیشگی ام را که همیشه خط خطی میکردم کماکان نشخوار میکنم ولی جرات و حوصله ثبتش را ندارم.الان صفحه مدیریت کاربر را باز کرده ام تا بلند بلند فکر کنم و یادم بیاید اینهمه کاغذ کاهی سالهای دور را گه ماحصل قلمی فکر کردنهایم بوده چطوری پر کرده ام.اما به هیچوجه به ان احساس و شوق پیش رفتن و قلم زدن نزدیک نمیشوم.دارم پیر میشوم؟دارم پیر میشم!غلط میکنم دارم پیر میشم.پدر پدرسوخته ام را دربیاورید که بخوام پیربشم.من هنوز با بچه ها گرگم به هوا بازی میکنم.من هیچوقت پیر نمیشم.من حتی بزرگ هم نمیشم.من از وقتی یادمه یک بچه دوازده ساله بوده ام.هنوز قیچی برگردان میزنم.هنوز به بچه های فامیل فحش یاد میدم و برای جایزه بهشان پاستیل و شکلات میدم و خودم هم باهاشون شریک میشم.اگر فراموش هم بشوم برای نوشتن زور نمیزنم.اصلا نمینوسم تا این چند روز دوران نقاهتم بگذرد و دوباره کتونیهام رو بپوشم و ورجه وروجه کنم.



 
ما اینیم
ساعت ٢:٤٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۸ آبان ۱۳۸٩  

خوشم میاد مهران مدیری هم وبلاگم رو میخونه.از هفته پیش که سوال کردم اسم این یارو رفیق باباشاه چیه رفته یک سکانس بی ربط درست کرد که توش 6بار اسم یارو رو صدا بزنن ملت متوجه بشن



 
دردسرهای بزرگ یک ملت
ساعت ٢:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ آبان ۱۳۸٩  

کسی میدونه اسم اون پیرمرده,رفیق باباشاه که همه اش میگه کیه!!؟؟تو قهوه تلخ چیه؟مردیم از بس هی اون پیرمرده صداش کردیم.از نویسندگان قهوه تلخ تقاضا داریم برای کاراکترشان اسم بگذارند تا مردم سردرگم نشوند



 
چرا اهل فیلم نیستم
ساعت ۳:۳٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٩  

همیشه برام این سوال بوده که چرا برای همه فیلمهای تاریخی همیشه از ادبیات مخصوص تئاترهای لاله زاری قدیم استفاده میکنند؟یعنی فرق هم نمی کند این تاریخ چه تاریخی باشد.امام علی باشد یا سربداران یا یوسف و زلیخا و اسپارتاگوس.مسلما انها به زبان فارسی که صحبت نمی کردند.در محاورات شخصی و خصوصیشان هم که قاعدتا از ادبیات فاخر استفاده نمیکردند(اصلا اینکه این ادبیات فاخر هست یا نه جای صحبت دارد).گاهی وقتها دیالوگهای یک جاهل صد سال پیش وسط دعوا و قمه کشی انقدر پیچیده و مسجع و پرمعنی است که انگار دارد شعر می گوید و ادم حسودی اش میشود.گاهی وقتها نویسنده ها کارهای خنده داری هم میکنند.جایی در فیلم ملک سلیمان یکی از سران قبایل وقتی میخواهد به سلیمان بگوید که چرا انها را مسخره کرده و سرکار گذاشته میگوید:((تو مارا به سخره گرفته ای!))خوب همه شما می دانید معنای به سخره گرفتن* و مسخره کرده متفاوت است و نویسنده تنها برای اینکه متنش ادبی بشود اینطور نوشته.برای همین چیزهاست که وقتی میپرسند فیلم چطور بود چیزی یادم نمی اید.چون همیشه موقع فیلم دیدن حواسم دنبال این چیزهاست.یهو وسط فیلم میروم در قالب ادمهای داستان و میبینم چقدر حرف زدنهایشان و کارهایشان خنده دار است.به این فکر میکنم که در دنیای واقعی چقدر این شعارهایی که دارد قهرمان داستان میدهد دروغ است.چقدر ادمها گول این فیلمها را میخورند و توجیهی برای دیوانگیهای خودشان پیدا میکنند.به اینکه وقتی یک دیوانه حرف دلش را از زبان یک قهرمان دیوانه فیلم میشنود چقدر حق به جانب میشود و جرات کارهایی که نکرده پیدا میکند.دلم برای ضدقهرمانها میسوزد که دارند حرف حساب میزنند و اخر کار یا از کوه پرت میشوند و یا توسط پلیس دستگیر میشوند یا به وصلت دوتا خل و چل رضایت میدهند و یا نقشه حساب شده شان برای نابودی دنیا در لحظه اخر توسط یک خالی بند احمق شکست میخورد.در حالی که در دنیای واقعی ادمهای دروغگو و دزد و بی شرف همیشه پیروزند و به ریش همه ما دیوانه ها میخندند.

غتنامه دهخدا_سخره گرفتن . [ س ُ رَ / رِگ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) به بیگاری گرفتن :

دیو دنیای جفاپیشه ترا سخره گرفت
چوبهایم چه دوی از پس این دیو بهیم 



 
وزیر هراسی
ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ آبان ۱۳۸٩  

این روزها خیلی دیر میخوابم.چون از خوابیدن میترسم.یک بار بعد از چندماه سختی و بیدارخوابی امتحان دستیاری دادم و شبش راحت گرفتم خوابیدم.صبحش پا شدم دیدم وزیر بهداشت امتحان رو باطل کرده.یک بار دیگه شب خوابیدیم و صبح دیدیم دانشگاه ایران با انهمه تشکیلات و دانشجو و سابقه منحل شد و به تاریخ پیوست.حالا میترسم یکی از همین روزها که از خواب بیدار میشم ببینم وزارت بهداشت اطلاعیه داده پزشکهای جوان به جز عملگی حق انجام هیچ کاری ندارند



 
لیگ برتر
ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ آبان ۱۳۸٩  

به دلیل استقبال کم از پیش بینیهای لیگ برتر یکی دو هفته ای ننوشتم ولی امروز که دیدم چندتا از پیش بینیهام درست از آب در امد خواستم محض عقده گشایی هم که شده به بعضیهایشان در خلال تحلیل بازیهای این هفته اشاره کنم.

استقلال_صنعت نفت:قبل از اینکه من رو به پرسپولیسی بودن متهم کنید خودم اعتراف میکنم که هستم و هیچوقت از تیم استقلال خوشم نیامده.ولی امسال از سبک بازیش هم بدم می آید!درسته که امسال استقلال نتایج نسبتا خوبی گرفته و نسبت به سالهای قبل امتیاز و رتبه اش در جدول موفقیت آمیز بوده اما در این ده دوره لیگ برتر هیچوقت اینطور تحت فشار و بعضا تحقیر شده نبود که یک تیم شهرستانی نود دقیقه روی دروازه اش حمله کند و تنها نظاره گر باشد.مقصر اول و اخر این کار پرویز مظلومی است که تنها همین یک روش بازی را بلد است و به شدت به آن پایبند است.مظلومی از انجا که تا به حال فقط در تیمهای کم امید و متوسط مربیگری کرده توانسته بود با این نتایج کارنامه خوبی از خودش به جا بگذارد.اما اعتقاد من این است که در طولانی مدت این کار در استقلال جواب نمی دهد و به احتمال زیاد تا اخر فصل در این تیم دوام نمی آورد.به نظرم تا همینجا هم دوتا عامل رمز بقای مظلومی شده است,یکی حضور منصور پورحیدری که با تجربه و ذکاوتش به شدت روی حاشیه های تیم تسلط دارد و نگذاشته استقلال از پاشنه اشیل تیمهای تهرانی(همان مسایل حاشیه ای)ضربه بخورد و دیگری به دست اوردن نتایج خوب با چاشنی اقبال و شانس(که هردوعامل برهم تاثیر دارند).صنعت نفت نه از راه آهن و تراکتور سازی قوی تر بود و نه از آنها بهتر بازی کرد.تنها شانسش این بود که توانست در موقع مناسب گل اول را به استقلال بزند و بازی را انطور که میخواهد ادامه بدهد.استقلال برای مواقعی که عقب است ونیاز به نتیجه گیری دارد برنامه ریزی خاصی ندارد.در مورد این قضیه بعدا مفصل خواهم گفت.ضمن اینکه نفت آبادان دارد کم کم همان تیم دوست داشتنی قدیم میشود.

پرسپولیس_نفت تهران:در مورد نفت گفته بودم اگر بخواهد به یک امتیازها بسنده کند به زودی در جمع فانوس به دستان خواهد بود.بازیکنان کم تجربه اش بسیار عالی و پر انرژی بازی میکنند.ضعف در طراحی حملات در میانه زمین و البته تمام کنندگی بزرگترین مشکل نفت در این دیدار بود.هرچند بازی خیلی خوب مازیار زارع در این بازی شاید یکی از دلایل نقص اول باشد.مازیار زارع دارد روز به روز در ترکیب پرسپولیس بهتر میشود.خود من از کسانی بودم که در ابتدا فصل بابت جایگزینی مازیار زارع با عادل کلاه کج انتقاد داشتم.ولی مازیار هرچقدر از لیگ میگذرد کمتر پا به توپ میشود و انرژی اش را بیشتر برای خراب کردن بازی حریف نگه میدارد و سنجیده تر شوت میزند و به یکی از تاثیرگذارترین بازیکنان تیم بدل میشود.البته هنوز باید با فکر بیشتری بازی کند.برای بازیکنی مثل مازیار خیلی مهم است که در هرلحظه از بازی در چه نقطه ای از زمین حضور داشته باشد.در مورد اشپیتم تا به حال دوبار در هفته های ابتدایی فصل نوشته بودم.مثل این جمله:((اشپیتیم اگر در شرایط بدنی و روحی روانی مناسب باشد میتواند با قدرت سرزنی و هوش بالایش گره گشای تیم باشد))خوشحالم که علی دایی بعد از دو ماه به حرف من گوش کرد و نتیجه اش را دید! گل اول با یک ضربه سر حرفه ای و گل دوم هم روی تیزهوشی و چهارچوب شناسی خاص اشپیتم به ثمر رسید.این دو گل اشپیتیم از ان گلهای امضا دار و منحصر به فرد این بازیکن بود که میشود بسیار در موردش صحبت کرد.در گل اول جاگیری مناسب,پرش به موقع و زدن ضربه روی سر مدافع و از همه مهمتر چرخش سر و فرستادن توپ به زاویه مخالف کاری بود که از هرکسی بر نمی امد.با خودم فکر میکردم اگر این موقعیت گیر هرکدام از بازیکنان تیم می امد چطور ضربه میزدند؟در مورد گل دوم هم شاید خیلی از مهاجمان لیگ این توپ را به بدن دروازه بان میکوبیدند.ولی اشپیتم با یک مکث کوتاه و نگاه کردن زاویه در بهترین حالت و کمترین ریسک به توپ ضربه زد.البته این گلها بخشی از نقش موثر اشپیتم در تیم بود.اگر این بازیکن در ترکیب تیم جا بیفتد مزایای زیادی برای پرسپولیس دارد.اولا ضعف پرسپولیس روی ضربات سر و بازی هوایی تا حدی پوشش داده می شود,ثانیا داشتن یک مهاجم کلاسیک در نوک پیکان حمله تیم فضا و زمان را برای رضایی و نوروزی و فشنگچی فراهم میکند تا از کناره ها بتوانند به سمت دروازه حریف حمله کنند.برای این کار هم اشپیتم باید بیشتر تلاش کند و هم دایی و سیستم بازی اش باید کمی تغییر پیدا کند

ملوان_فولاد:تیم سرگردنه امسال ملوان است که با گرفتن بازیکن سرباز که حاصل دسترنج تیمهای دیگر است و البته با اتکا به هواداران و ریشه دار بودن فوتبال در شهرش توانسته خودش را در لیگ ماندگار کند.بازیکنانی مثل محسن مسلمان و مهرداد اولادی را به راحتی در خدمت گرفته و همیشه هم از کمبود امکانات مینالد.کادر فنی ملوان کار فوق العاده ای تا اینجا انجام نداده اند.در انتها فصل هم در میانه جدول خواهند ماند.فولاد برعکس ملوان با سرمایه گذاری روی جوانان و البته استفاده از امکانات مالی فولاد خوزستان بازیهای خوبی را ارائه میدهد.تیم جلالی فوتبال هوشمندانه و تماشاگرپسندی را ارائه میدهد.تغییر نتیجه 5-1 در مقابل سایپا به تساوی 5-5 نشان از پتانسیل بالای این تیم دارد.فولاد یکی از تیمهای غیرقابل پیش بینی و بسیار خطرناک امسال است.در هر بازی و مخصوصا بازیهای خانگی امکان برد این تیم هست.

تراکتور_پیکان:تراکتور سازی واقعا دارد به یک قطب تبدیل میشود.البته تا ان روز هنوز راه زیادی هست.هیجان زدگی ویژگی بارز این تیم هست که از تماشاچیان و مربی جوانش به تیم تزریق میشود.تراکتور در همه پستها بازیکنان قابلی دارد و به خاطر داشتن هوادار محکوم است تا اخرین دقیقه بازی برای نتیجه گرفتن تلاش کند.خط میانی این تیم با اندو تیموریان و جاسم کرار واقعا به هیچ تیمی باج نمی دهد.تراکتور به راحتی می تواند به رتبه پنجم جدول برسد اما هرقدم جلوتر از این هدف تلاشی چندبرابر از طرف این تیم طلب میکند.پیکان بدتر از چیزی که باید و پیش بینی میشد نتیجه گرفته است.واقعا نمی دانم چه بلایی سر این تیم امده است.به نظرم بد نیست امسال پیکان را یکی از تیمهای سقوط کرده ببینیم.هرچند هنوز زمان و فرصت زیادی برای بالا امدن دارد.

ذوب اهن_پاس:افرین به هردوتیم و مربیانش!پاس باید سرنوشت برق و فجر سپاسی را مثل آیینه عبرت در مقابلش قرار بدهد

سایپا_مس:در سایپا همه چیز به حاجی مایلی ختم میشود.این تیم مثل مربی اش گاهی حالش بد است و افتضاح گاهی هم در ابرها سیر میکند.گاهی با خودم فکر میکنم تیمی مثل سایپا چرا در لیگ برتر بازی میکند؟تنها برای اینکه تنور لیگ گرمتر بشود؟راهی برای هزینه کردن دولت در ورزش حرفه ای در مملکتی که همه چیزش دولتی است؟خیلی دلم میخواست یکی از مسئولین سایپا را ببینم و این سوالات را بپرسم.تیم مس البته به خاطر شهرستانی بودنش و حمایت هوادارن کارهای بیشتری انجام میدهد.همان موقعی که مس در رده های 15-16 جدول بود و از سه بازی اول تنها یک امتیاز گرفته بود گفتم به زودی مس اوج خواهد گرفت.اقای گلی ادینهو در لیگ امسال بسیار محتمل است و نگاهی به گلهای این بازیکن در این فصل مشخص میکند که مس از چه بازیکن فوق العاده ای(در سطح لیگ برتر)برخوردار است.البته هرقدر نقش ادینهو در این تیم محوری تر میشود تیم ضربه پذیرتر میشود.اولا اتکا به یک بازیکن کار را برای حریفان ساده تر میکند تا با یارگیری بتوانند نقطه قوت حریف را خنثی کنند و ثانیا شخصیت خود ادینهو که در بازیهایی که از این تیم دیدم با شور و هیجان ورزشگاه رو به کارهای نمایشی می اورد و به روند تیمی ضربه میزند.

راه آهن_استیل آذین:هر دوتیم حیرت انگیزند.حرف زیادی نمیشود زد.راه آهن در مقابل استقلال هم شایسته پیروزی بود و اگر این اتفاق می افتاد امروز باید با کمال تعجب این تیم را در جمع چهار تیم اول جدول میدیدیم!همین چند بازی برای تارتار یک کارنامه فوق العاده است که در سالهای اینده به کارش خواهد امد.استیل آذین به طرز عجیبی در نحسی 13 گیر کرده است.انگار کسی این تیم را طلسم کرده باشد.این تیم 13 گل زده دارد و 26 گل خورده(دوتا 13 تا)که تفاضل گل منفی 13 را برای این تیم رقم زده.ضمن اینکه تنها 13 امتیاز کسب کرده است!به نظر می رسد هدایتی باید علاوه بر جادوگر شماره هشتش یک رمال هم برای تیمش دست و پا کند.

شاهین_شهرداری:هر بازی که از شاهین دیدم برایم تعجب انگیز بود که این تیم چرا در اینجای جدول است.شاهین مخصوصا در بوشهر عالی بازی میکند و هرتیمی که از شاهین در بوشهر تا اینجا امتیاز گرفته خوش شانس بوده.شهرداری هنوز انتظارات را براورده نکرده.خیلی بیشتر از اینا باید تلاش کند

 



 
ارزوهای کودکی
ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٩  

راهنمایی که میرفتم کامپیوتر پدیده جدید و جذابی بود.اون موقع دوتا ارزو داشتم.یکی اینکه دکتر بشم یکی هم اینکه یک کامپیوتر شخصی داشته باشم.الان که به  هردو ارزو رسیده ام دیگه هردو به یک اندازه مسخره و خز هستند



 
جام خلیج فارس12
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ آبان ۱۳۸٩  

به اطلاع خوانندگان میلیونی این وبلاگ که بی صبرانه منتظر پیش بینی هفته دوازدهم لیگ برتر بودند میرساند به علت خواب عجیبی که دیدم بنده این هفته را پیش بینی نمیکنم.