سی و یک اسفند

زندگی پزشکی فوتبال اعتیاد تکنولوژی

 
 
ساعت ٤:۱٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸۳  

۱-ديشب بعد از مدتها از خونه بيرون رفتم.خيلی خوشم امد.بالاخره شهرداری مشهد هم  متوجه شد که تيم ابومسلم مال اين شهر است و بايد ازش حمايت کند.برای همين هم از چند روز مانده به مسابقه اين تيم با ملوان به درختهای تمام شهر  پرچمهای مشکی و قرمز نصب کرده است (تازه بعضی جاها چای و شربت هم ميدادند)البته نميدانم چرا اين بازی را اينقدر حساس کرده اند.شايد هم گوش شيطان کر قرار است هميشه از اين کارها بکنند

۲-ترجيح ميدهم به هرکی  میپرسد::(( چرا ميروی کتابخانه؟)) بگويم ميخواهم درس بخوانم!با اينکه کمی عجيبه ولی قابل باورتره!اگر راستش را بگويم که مهمترين دليلش اين است که بتوانم  موقع رفت و برگشت توی ماشين ((ويگن))گوش کنم حتمآ به ريشم ميخندند.

۳-اگر همينطور پيش برود فکر ميکنم ۶ماه ديگر هم بايد بنشينم خانه و فقط وبلاگ بنويسم.

۴-اين ترور رفيق حريری هم فکر کنم برای ما دردسر بشود.البته فکر نکنيد بنده درترورش دست داشتم.بلکه ميترسم از فردا صداو سيما و مطبوعات هی بخواهند بيايند به عنوان يک کارشناس امور لبنان بهام مصاحبه بکنند.فعلآ که موبايلم را خاموش کرده ام نتوانند پيدايم کنند.ولی قول ميدهم به همين زوديها يک پست بلندبالا و کامل درمورد لبنان شناسی اينجا بنويسم!فقط يادم بياندازيد از علاقه لبنانيها به پرواز با ايران اير هم حتمآ بگويم.

۵-به کوری چشم ايادی استکبار جهانی و در راس ان سايت اجنبی ياهو(ارگان فرقه ضاله درويشی!)که تمام هفته را افتابی پيش بينی کرده بود دارد برف ميبارد!

۶-فقط اميدوارم همينطور تا خود صبح ببارد تا ابروی مسلمين حفظ بشود.

۸ـپيراهن فرشاد پيوس نتوانست به تيم فرشاد گل بزند!(حيف اين شماره ۱۷ پرسپولی تن سهراب انتظاری.تمام غولهای کودکی مرا کشته!)

۸- تو اين پست به اندازه يک هفته چيزی نوشتم که اگر نتونستم بيام دچار عذاب وجدان نشوم