سی و یک اسفند

زندگی پزشکی فوتبال اعتیاد تکنولوژی

 
کاملآ شخصی و خصوصی!
ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸۳  

...............ايناها کين؟

......................

...............................

.......................................

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اينها مهران و هادی و کسرا هستند که شاد و خندان امتحان پره را داده اند و دارند از پله های تالار رازی ميان پايين!!!!!!!!!!!!!!!!!۱۱

 

پس کو ميثم؟...................................................ايناهاشش!باز هم طبق معمول چون نصف سوالهارو بلد نبوده زودتر از همه برگه اش را داده و امده توی حيات دارد افتاب ميگيرد!

*از ان معدود دفعاتی است که فکر ميکنم نيم ساعت رفتن به سلمونی بيشتر از چهار پنج ساعت چمباتمه زدن تو سونا بيشتر ميتواند سبکم کند

................................................................................................................

راستش علی رغم اينکه درس درست و حسابی نخوانده ام و تمام وقتم را به بطالت گذرانده ام ولی خيالم از همه راحتتر است.اخر در مملکتی که با يا ابوالفضل نيم تن وزنه ميزنند و با گذاشتن ته ريش چند بازی باخته را در۵دقيقه ميبرند و با زيارت عاشورا جلوی لشکريان کفر ميايستند و با صلوات مشکل بنزين را حل ميکنند اين امتحان پره عددی نيست که بخواهد با ايه الکرسی که صبح مادرم ميخواند پاس نشود.

   .

.............................................................................................................

بعد از حادثه

همه چيز همانطور که گفتم اتفاق افتاد الا به اينکه مارا به جای تالار رازی فرستادند تالار ازادگان.من هم به طرز شرم اوری يکساعت و ربع سر جلسه وقت اضافه اوردم.وقتی امدم بيرون هيچ کس نبود.با خودم فکر ميکردم چه خوب بود امتحان پره انترنی را در رشته سرعت هم برگزار می کردندتا ما هم يک رتبه ای می اورديم