سی و یک اسفند

زندگی پزشکی فوتبال اعتیاد تکنولوژی

 
 
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ اسفند ۱۳۸۳  

    شب عيد است و يار از من چغندر پخته ميخواهد

     اصلآ به کسی مربوط نيست که من امسال از فيض عيد محروم و شب درميان کشيک دارم و از همه مهمتر روز پنجم فروردين که بازی ايران و ژاپن است مثل پترس فداکار لباسهايم را اتش زدم و پريدم روی مين و برای خودم کشيک برداشتم و....الفاتحه!

ولی عيد همه دوستان و رفقا و دشمنان وبدخواهان ونامرها ومردها و نالوطيها و بامرامها و مسلمين و کفار وخوشگلها و زشتها و درازها و کوتاه ها و بی ادبها و با اخلاقها و مشتيها و رشتيها و سياه ها و سفيدها و اينوريها و اونوريها........مبارک باشد.ان گوشه موشه ها مارا هم از دعای خير محروم نکنند.


امروز ۳۰ اسفند است و فردا هيچی!تازه اامروز هم هيچی.اصلآ من همين چند ساعتی که بين هوا و زمين بی صاحب مانده و نه جزو سال ۸۳ حساب ميشود چون سال تحويل شده و ۸۴ است و نه جزو ۸۴ چون هنوز ۱فروردين شروع نشده را برای خودم برداشته و مثل بچه نمکيها که از توی سطل اشغال دنبال زندگی ميگردند به خود هويت ميدهم واسنش دلم را خوش ميکنم که در ۳۱ اسفند سير ميکنم