سی و یک اسفند

زندگی پزشکی فوتبال اعتیاد تکنولوژی

 
کاملآ خصوصی وخانوادگی
ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ آذر ۱۳۸۳  

پدرم امروز رفته نجاری برای میز ناهارخوری دوصندلی اضافه سفارش بدهد.به پدرم گفتم از هر دستی بدهی از همان دست میگیری.هنوز یک هفته نگذشته است که دخترت را به اولاد پیامبر دادی که یک دختر بهت پس دادند

پسردایی هرزه گردم بالاخره برادرزن موردعلاقه اش را پیداکرد و داماد عمه اش شد.

این عکس را به افتخار دختر عجول 3150گرمی دراورکات گذاشتم که امروزبرای دومین بارمن را به افتخار عمو شدن نایل کرد.

پ.ن :بیخود شکمت را صابون نزن.از شیرینی خبری نیست.من این وسط کاره ای نیستم