سی و یک اسفند

زندگی پزشکی فوتبال اعتیاد تکنولوژی

 
پول خرد
ساعت ۱:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٤  

 

خوبیش این است که ما مشهدیها مثل مردم بعضی جاهای دیگر خیلی به سادگی و ساده لوحی مشهور نشده ایم.وگرنه میشد یک لطیفه خیلی قشنگ از این قضیه ساخت وتامدتها به ان خندید.اصلآ بگذارید از اول تعریف کنم که قضیه از کجا شروع شد.اگر خاطرتان باشد یکی دوهفته پیش خبری در روزنامه های داخلی منتشر شد مبنی بر اینکه همزمان با سالروز تولد کوروش هخامنشی در یکی از پارکهای شهر سان دیه گو امریکا از بنای یادبودی پرده برداری شد که یک هنرمند مجسمه ساز ایرانی ازروی فرمان معروف کوروش (که درموزه بریتانیا نگهداری میشود)ساخته و به شهرداری این شهر اهدا کرده است از ان طرف نیز شهردارو مسئولان شهر سان دیه گو علاوه بر برپایی مراسم باشکوهی ونصب این کتیبه در پارک اصلی شهر این روز را به نام ((روز کوروش))نامگذاری کردند(راستش ازشما چه پنهان خود بنده هم تا همین امسال که این خبر را خواندم نمیدانستم تولد کوروش چه روزی است و اصلآ همچین تاریخی وجود دارد یانه؟)خوب تا اینجای کار همه چیز طبیعی است و عمرآ بتوانید چیزی برای گیر دادن به مشهدیها از درون ان دربیاورید.قضیه از انجا خنده دار میشود که یک هفته بعد از این ماجرا وقتی طبق یک عادت بد انقدر دیر بیدار میشوی که مجبور باشی روزنامه خواندن و صبحانه خوردن و جوراب پوشیدن را باهم انجام بدهی وچشمت بیفتد به این پیام مردمی روزنامه :((کتیبه کوروش با قدمت 2500ساله در یکی از پارکهای امریکا نگهداری میشود.چرا مسئولان برای بازگرداندن ان به کشور اقدامی انجام نمیدهند-روزنامه خراسان30/1/84-)) ودرنتیجه این عادت بد وقتی ازخنده نقش زمین شدی لقمه نان وپنیر می افتد درون گلویت و اگرنبود مشت محبت امیز پدر عنقریب جانت را فدای نان وپنیر ولنگه جوراب(که اخرش معلوم نشد نقشش در این قضیه چیست) میکردی.تازه از اینجا به بعدش قضیه سخت تر میشودو ان وقتی است که نمیدانی که به چه کسی گیر بدهی؟به امریکای گور به گور شده که چشم ندارد تمدن مارا ببیند یا انگلیس ذلیل مرده که هرچه نقشه است زیر سر این استعمارگر پیر است یا روزنامه های وطنی که تیترهای خبریشان را انقدر ناشیانه انتخاب میکنند که ادم بین اصل و فرع یک اثر نمیتواند تمییز بگذاردوباعث میشود تا هموطنان عزیز از فکر اینکه مبادا میراث فرهنگی باارزششان در یکی از پارکهای امریکا زیر بادوباران شده سرسره بچه یانکیهاومحل نصب اگهی تدریس خصوصی چنین هراسناک بشوند.وما مجبور میشویم این توضیح را در اخر اضافه کنیم که درست است که اصل فرمان دریکی از پارکهای امریکا قرار ندارد ولی در پاسارگارد هم نیست بلکه در موزه بریتانیا نگهداری میشود تا اگر روزی پاسارگارد در ادامه طرحهای عمرانی و زیربنایی به زیر اب رفت از اسیب محفوظ مانده و ما هروقت میلمان کشید و فیلمان یاد میراث فرهنگی کرد بتوانیم از مسئولان درخواست کنیم تا ان را بازپس بگیرند .فقط اینبار یادمان باشد اگر هوس اثار باستانی به یغما رفته مان راکردیم ادرس اشتباهی ندهیم تا مسئولین دلسوز در این موزه و ان موزه بیخود سرگردان نشوندوبتوانند به کارهایشان برسند .

توضيح: چون اين متن حدود يکماه پيش برای چاپ در نشريه ای نوشته شده.اصولآ دوباره نوشتنش را در وبلاگ جايز نميدانم (هم به علت گذشتن زمان و هم يکسری اصول ديگر که اصلآ مهم نيست).ولی چون هيچوقت چاپ نشد و ميخواستم فايلش را پاک کنم اينجا نوشتم(ج ث د ت)تا نميرم!


 

جاده اسم منو فرياد ميزنه!!!