دومين جشنواره داستانهای ايرانی  اين حسن را داشت که دراين يک ماه گذشته وبلاگهای مشهدی را ميشد از اين لينک شناخت.والبته حسن دومش اين بود که ادم چند روزی از شر سيامک هم راحت بود.

/ 6 نظر / 3 بازدید
پريسا

نه از رومم،نه از زنگم، همان بيرنگ بيرنگم.بيا بگشاي در،بگشاي،دلتنگم.هوادلگير،درهابسته،سرهادرگريبان،دستهاپنهان،نفسهاابر،دلهاخسته وغمگين.زمستانست.

mohammad ali

عجب پس که اينطور

479

ميگم رنگ بلاگتم مسه موضوع بلاگ غير اجتماعی ..غير سياسی ..غير سکسی...بی طرفه...خنثی!

479

اها...تضادش در اين بود که: برا موضوعی (تولد) که ازش دل خوشی ندارن...جشن میگيرن...جشن تولد!

آدم

عجب پس تو هم از جمله مشهديها بودی؟ ببينم جزو اون ائتلاف مشهديها و غيره هم هستی يا نه؟

parisa

ي عشق نگويم كه به جاي خوشم انداز يكبار دگر در تف آن آتشم انداز آتش چه زني بر دلم از نام جدائي اين حرف مگو با من و در آتشم انداز