از من نپرس درد دلم

ماهی کوچکی را ميمانم که بعد از کيلومترها شنا در خلاف جهت اب به مردابی گنديده رسيده است

/ 11 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
hutema

منم ! به من سر بزن

گلناز

ماهيه کوچکی هستم که به اون مرداب رسيدم ولی از بس کوچيکه و هوام گرمه ابش داره تبخير ميشه.بايد همه تا مرداب و رودخونه خشک نشده همه راهو برگردم :)بايد برم يه جای بهتر.اگه تلاش نکنم همينجا ميميرم

hutema

لینکت رو دادم.منو هم لینک کن مرسی!

sade

هدفش از اول هم همين بوده!

دوست دلهـــا

د نه ديگه ! اگه اون ماهی کوچيکه می بودی الان نق نمی زدی !!!!

sadaf

سپنسر جانسون:با پنیرت جابجا شو...از آن لذت ببر!(در اينجا پنير حکم همه چيز رو داره مثل هدفی که براش اينهمه خلاف جهت آب شنا کردی!اگه خشک باشی و انعطاف پذيريتو در مقابل نرسيدنها بالا نبری...می ميری)اگر تغيير نکنی از بين می روی...دير رسيدن بهتر از هرگز نرسيدن است!اه کشتم خودمو!ولی خداييش مطمئنم دارم درست می گم!

بیلی و من

نمیدونم چرا همه ماهیهای کوچولو به بن بست میرسن؟

گلناز

اي‌کاش آدمي وطنش را مثل بنفشه‌ها در جعبه‌هاي خاک يک روز مي‌توانست همراه خويش ببرد هر کجا که خواست٬ در روشناي باران در آفتاب پاک من اين نوشته تونو خيلی خوش مياد.هر دفعه که ميام اينجا بايد بخونمش.