جام ملتها4

بازی عربستان و سوریه را دیدم.سراشیبی عربها قابل پیش بینی بود اما قدرت دوندگی و جسارت سوریها بیش از پیش شده.سوریه به خوبی تیم حریف را می شناخت و راههای نفوذ ش را بسته بود.هرچند دو گل را با خوش اقبالی و شبیه هم زد اما این نتیجه شایسته تیمی بود که بهتر دوید و بهتر توپ را دواند.این عربستانی که امشب دیدم یک لقمه چرب و نرم برای ایران بود.واقعا اگر در مراحل بعدی (مثلا نیمه نهایی)عربستان به پست ایران بخورد هیچ دغدغه ای بابت برد نباید داشته باشیم.دفاع بلند قامت و مهاجمان سرعتی کناری مثل خلعتبری و رضایی و مزایای دیگر که به وقتش خواهم گفت قادر هستند درس بزرگی به این تیم بدهند.صحبت به اینجا رسید وقتش است توضیح بدهم چرا به اینده ایران در این جام خوش بین هستم.اولین دلیل اینکه همه بدبین هستند!یعنی وقتی تیمی با کمترین امید راهی مسابقات میشود حتی یک موفقیت نصفه و نیمه هم میتواند برایش دستاورد بزرگی باشد.مثل سوم شدن ایران در امارات و چین که هیچ کس به این تیم دل نبسته بود.درثانی هرطور که نگاه میکنم میبینم این تیم به لحاظ مهره وساختار چیزی برای قهرمانی کم ندارد.البته که این یک تیم رویایی و در حد تیمهای خوب جهان نیست اما عجالتا با حریفانی از اسیا روبه روست که دست کمی از خودش ندارند.یک دلیل این بدبینیها شاید مقایسه این تیم با تیم چهارسال قبل است که پر از بازیکنان لژیونر بود و راه به جایی نبرد و به نظر می رسد حالا که از آن جمع ستارگان کمتر بازیکنی در این جام حاضر است باید ضعیفتر شده باشیم.اما این استدلال از چند جهت نقص دارد.اولا که لیگ ایران از چهارسال پیش به مراتب قدرتمندتر و ثروتمندتر شده است و بازیکنان حاشیه خلیج فارس به دلایل مختلف به ایران بازگشته اند.در ثانی به علت عدم صعود ایران به جام جهانی عملا راه اروپا برای ایرانیان بسته شده است و به همین دلیل الان لژیونر کمتری داریم و نه به دلیل ضعف بازیکنان.در عین حال حضور اکثر بازیکنان در لیگ ایران فی النفسه برای تیم یک فرصت است تا هماهنگی بدنی و ذهنی زودتر برای تیم شکل بگیرد و فرصت اماده سازی بیشتری در اختیار مربیان تیم ملی باشد.

یکی از نقاط قوت ایران این است که در حساس ترین پستها بهترین بازیکنان را دارد.در درون دروازه مهدی رحمتی بی شک بهترین ملی پوش ایران در دو سال اخیر بوده است که بالاخره جای خالی عابدزاده را پر کرده.در مرکز میدان هم جواد نکونام در اوج امادگی و پختگی به تنهایی به اندازه دو بازیکن در زمین تاثیرگذار است و عملا ریتم حرکت تیم را مثل یک رهبر ارکستر در دست دارد.جواد هم در حمله و هم در دفاع عالی است و به خوبی میتواند سرعت بازی را کم و زیاد بکند.در کنار اینها بازیکن فرصت طلب و رو به رشدی به نام خلعتبری برگ برنده مربی تیم است که میتواند به خوبی از فضاهای کناری زمین استفاده کند و در زمانهایی که تیم در حمله با کمبود نفرات مواجه است این نقیصه را با دوندگی و هوشش جبران کند.در دفاع وسط هم که سالها پاشنه اشیل ایران بود قطبی به واسطه دست و دلبازی و اینده نگری سپاهانیها نگرانی خاصی ندارد.هماهنگی خط دفاعی و دروازه بان تیم شانسی است که نصیب کمتر مربی در تیم ملی میشود.در واقع می توان بزرگترین نگرانی و نقطه ضعف تیم ایران را در دفاعهای کناری جستجو کرد که از اتفاق ضعف کوچکی هم نیست و اگر حریفان روی این نقاط ضعف کار کنند تیم دچار مشکل بشود.قطبی یک لشگر از بازیکنان تخصصی و مناسب این پستها از جمله کعبی,اشجاری,محمد,زنیدپور,محمدحسینی وابوذر رحیمی را به تیم دعوت نکرد تا مجبور باشد از معدود گزینه های موجود یعنی نصرتی و حیدری و حاج صفی استفاده کند.مخصوصا در جناح چپ که به شدت فقر بازیکن در این جناح مشاهده میشود.البته پژمان نوری به مثابه آچارفرانسه اماده است تا در هرکدام از پستهایی که سرمربی نیاز به تغییر دید بازی کند.اما اینکار با وجود بازیکنان خوبی که در ایران ماندند چندان عاقلانه به نظر نمی رسد.در خط میانی ایران هیچ مشکلی نباید داشته باشد.حضور جواد نکونام و اندو اماده نقطه قوت ماست.در جلوی اینها معمولا سه هافبک با خصوصیات هجومی بازی میکنند که پرترافیک ترین و پرتغییر ترین پست و محل انجام تغییرات تاکتیکی مربی است.حضور مسعود شجاعی که تقریبا قطعی است و از بین پژمان نوری,خلعتبری,رضایی و ایمان مبعلی معمولا دوتایشان درمیدان حضور خواهند داشت که بسته به سبک بازی حریفان ممکن است تغییر بکنند.در نوک حمله هم اگرچه هنوز بازیکنی در اندازه علی دایی در فوتبال ملی ایران پیدا نشده اما انصاریفرد,نوروزی و غلامی بسیار با انگیزه و مناسب هستند.از بین این سه شخصا سبک و استیل رضا نوروزی را برای مهاجم نوک میپسندم.اما تجربه و شعور بازی کریم انصاریفرد که علی رغم سن کم به یک بازیکن استاندارد تبدیل شده است کماکان  اورا کاندید نوک حمله ایران میکند.کریم اگر همین روند را داشته باشد و بتواند در این جام خوش بدرخشد در یکی دوسال اینده میتواند در یکی از تیمهای خوب اروپایی توپ بزند.

میبینید تیم ایران روی هم رفته تیم خوبی است که اسکلت تیم چندسال است درکنار یکدیگر بازی کرده اند و الان در سطح خوبی از امادگی و هماهنگی هستند ودلیلی ندارد این تیم را از همین الان ناکام بدانیم.پیشرفت سایر تیمها هم بیشتر در سطح تیمهای درجه دو اسیا بوده است و در بین مدعیان کمتر تیمی است که انقدر پیشرفت چشمگیری داشته باشد که دور از دسترس باشد.یکی از دلایلی که این نگرش منفی شکل گرفته سابقه ایران در مسابقات جام ملتهاست و دیگری که شاید مهمتر باشد احساسات منفی است که از سرمربی تیم و فدراسیون در ذهن مخاطبان شکل گرفته.در واقع خیلی از ما چون این تیم را دوست نداریم تیم حقیرتر ومشکلاتش پیش چشممان پررنگ تر میشود.به نظر من هم تیم ایران بدون علی کریمی!همیشه زشت تر است.اما واقعیت این است که این تیم بدون کریمی تیم بهتری است و همانقدر که هشت سال پیش شانس صعود داشت و تا نیمه نهایی رسید الان هم دارد و من به عنوان یکی از معدود طرفداران خوش بین این تیم امیدوار روزهای بهتر هستم

/ 1 نظر / 10 بازدید
اکبر

همه اینا که گفتید درست!!!!!!![نیشخند] اما تا اونجا که تجربه ثابت کرده ایران هر وقت خواسته تیمی رو ببره برده!!!!!!![نیشخند] و متاسفانه اخباری که از اردو تیم میاد بوی خواستن نمی ده!!!!!!![نیشخند]