تذکره اهل بخیه6

توی مرکز بستری معتادان داشتن تلفن همراه قدغنه.یکی از بیمارانی که جانباز اعصاب و روان هم بود هی اصرار داشت که با خانواده اش تماس بگیره و بگه حالش خوبه.بالاخره گفتم باشه؛شماره پسرت رو بده بهشون میگم.یک لحظه فکر کرد و گفت:((صفر نهصد و خورده ای ,پونصد و خورده ای ....چهارشماره اخرش یادم نیست))

+سایر اذکار

 

/ 2 نظر / 13 بازدید
اکبر

خوبه شماره به این رندی ندیده بودی تا حالا؟!!!!!!!![نیشخند] می بینی چه رنده و چه خوب تو ذهن می مونه!!!!!!!![نیشخند]

شادان

جالبیش اینه که اون خورده ای ها رو جزئ دانسته هاش گذاشته بود.اولین بار بود که جلو رو مریض زدم زیر خنده