ارزوهای کودکی

راهنمایی که میرفتم کامپیوتر پدیده جدید و جذابی بود.اون موقع دوتا ارزو داشتم.یکی اینکه دکتر بشم یکی هم اینکه یک کامپیوتر شخصی داشته باشم.الان که به  هردو ارزو رسیده ام دیگه هردو به یک اندازه مسخره و خز هستند

/ 4 نظر / 4 بازدید
اکبر

خوشا همون بچیگی هامون که دنیامون کوچیک بود و آرزوهامونم کوچیک اما توش دوز و کلک کمتر بود!!!![نیشخند]

مجید

همینم برو شکر کن [چشمک]

مملی

ای خواهر زاده جان حالا چه آ رزویی داری . تو میگی هر دوتاشون مسخره فکر میکنی بدونه این دوتا به ارزوهایی که تو این مدت و یا اینده داری میرسی ؟ اگه فکر میکنی میرسی پس خیلی خیلی شرمنده خودت ...... هستی که اینقدر وقت و زمان و از همه مهمتر احساسات روح روانت رو واسشون حروم کردی خودت اگه یادت رفته ما که یادمون نرفته[سوال]

آیلین

آرزوهای کوچیکی که حالا عقده های بزرگی شدن ... [افسوس]