تذکره اهل بخیه 5

 

جالبه

مریضی که با پای خودش اومده ترک کنه

چه کرد با خودش

 

اقا ما هر کار میکردیم سم زدایی انجام نمیشد

و تست مورفین همینجور مثبت مونده بود

درحالیکه باید روز 7 منفی میشد

 

اونچه فن بلد بودم زدم

فایده نداشت

 

یه مریض قلچماق دیگه اومد و گفت

بذار به روش خودمون ته توی قضیه رو دراریم

ومنتظر موافقت من نشد

 ریختند سرش و بستنش به تخت

گفتند بازت نمیکنیم تا بگی

 

پا شدم برم جلوشونو بگیرم و نذارم ازش یه ابطحی بسازند

که اون مریض مادرمرده مقر اومد

 

این اقا کریستال رو تو یه پلاستیک مقاوم به اسید معده میپیچه

میبلعه

دو سه روز بعد دفع میکنه

از لای مدفوع استخراج میکنه

و همانجا در توالت مصرف میکنه

 

جالبه

با پای خودش اومده بود ترک کنه

میگفت دیگه به اینجام رسیده

 

یادم باشه ایندفعه بپرسم دقیقا به کجاش رسیده

شاید تازه رسیده به جاهای خوبش

+سایر اذکار

 

/ 5 نظر / 14 بازدید
اکبر

عجب ها!!!!!!!!![نیشخند] چه چیزا که تو این دوره زمونه ادم نمی بینه!!!!!!!!![نیشخند] خوب بگو مر تیکه مرض داری اومدی ما رو علاف کنی؟!!!!!!!!![نیشخند]

علی مزسلی

سلام دوست عزیزف از مطالبت مخصوصا سری تذکره اهل بخیه بی نهایت لذت بردم.زیبا می نویسید( هم شما هم عیال!)

خال قزی

واقعا طنز تلخ که میگن همینه...[ابرو] اهل بخیه جون از خوندن مطالب زیباتون لذت بردم...

شاسخین

اکبر اقا.....مرض که چه عرض کنم.دست خودشون نیست طفلکها.نوسان خلقشون بالاست

مجید

عجب! احساس تهوع کردیم!